صفحات

۱۳۹۰ بهمن ۸, شنبه

ترمي 20ميليون تومان هزينه تحصيل مهدي احمدي نژاد

Jan
29

ترمي 20ميليون تومان هزينه تحصيل مهدي احمدي نژاد



ترمي 20ميليون تومان هزينه تحصيل مهدي احمدي نژاد
اختصاصي/سقوط آزاد عدالت از نوع احمدي نژادي

ترمي 20ميليون تومان هزينه تحصيل مهدي احمدي نژاد


اختصاصي_"دي نيوز"-چندي پيش اخباري به دست آمد مبني بر اين كه پسر بزرگتر محمود احمدي نژاد يعني مهدي، در حال تحصيل در شعبه دانشگاه شريف واحد كيش در مقطع دكترا مي باشد. پس از پيگيري هاي انجام شده معلوم گرديد كه هزينه تحصيل تمامي رشته هاي دكترا در واحد كيش دانشگاه شريف نزديك به 20ميليون تومان(در هر ترم) مي باشد . محل سكونت مهدي احمدي نژاد نيز در يكي از بهترين مكان هاي جزيره كيش يعني برج بزرگ "د" بوده و در همين برج نيز دو واحد براي همراهان پسر رئيس جمهور عدالت تهيه شده است. اين شركت كه محل زندگي مهدي احمدي نژاد را تهيه ديده است از بزرگترين موسسات و پيمان كاران جزيره كيش بوده، همچنين اخبار تاييد نشده اي از تحصيل همسر مهدي احمدي نژاد(دختر اسفنديار رحيم مشايي)در اين واحد حكايت دارد .
و سوال در اين مطلب در اين جا شكل مي گيرد كه مهدي احمدي نژاد با برگزاري مراسم ساده عروسي خود و دعوت تنها چند ده نفر محدود، مسئله ساده زيستي بين مسئولين را تئوريزه كرد ولي با توجه به پيش آمد هاي اين چند ساله تنها از آن مراسم عروسي استنباط نمايشي بودن را مي توان داشت .

۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه

اعترافات تکان دهنده ۵ نفر از اعضاء سپاه در سوریه

آقای بی نمکی اخراجی های 4 را ما ملت ایران می سازیم



آقای ده نمکی واقعا خیلی بی نمکی من امشب یک صحنه هایی از فیلم سراپا لودکی شما را دیدم خیلی تاسف خوردم که چقدر به شعور ما ملت بزرگ توهین می شود وما مثل بغض در گلو فرو می بریم.
فقط آمدم این را بگویم که روزی فرا می رسد که این بغض می ترکد و دودمان شما را به باد می دهد
بترس از آن روزی که ما ملت ایران اخراجی های 4 را بوجود خواهیم آورد و تو و آن رهبر چلاقت و آن مموتی دروغ گویتان را از این سرزمین اخراج خواهیم کرد.
البته از تو قاتل دانشجویان این ملت انتظاری بیشتر نیست
ولی در تعجبم که چرا در عالم هنر چنین افراد خود فروخته ایی که برای چندر غاز پول حاضرند شرف و مردانگی خود را با ثمن ناچیزی به حراج بگذارند!

۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

ديکتاتور ها کر و کور و خرند.




سه خاصيت ثروت و قدرت
1- شخص را کور مي کند

2- شخص صاحب قدرت کر مي شود
3- و در آخر خر مي شود.
صاحبان ثروت و قدرت در اول راه چون به غير از خود کسي را نمي بينند بنابراين کور مي شوند و چشم برحقايق جامعه مي بندند.
وقتي شخص به اين مرحله مي رسد کم کم گ
وشش هم جز چاپلوسيهاي نوکرانش و موجيز خوانهاي اطرافش چيز ديگري را نمي شنود تا اينکه کر مي شود تا اينکه قدرت فکر کردن را از دست مي دهد و تحليلهاي صد من يه غاز مي کند و در واقع خر مي شود.
اين يکي از مشخصهاي مشترک تمام ديکتاتور هاست .


ديکتاتور ها کر و کور و خرند.

تا بالاترين هست به اين انقلاب آسيبي نمي رسد!

تا بالاترين هست به اين انقلاب آسيبي
نمي رسد!


کمي درک و شعور براي هر انساني خوب است به بچه مي گم بابا تو مريضي اين شکلات و شيريني ها برات سمه ولي به خرجش نمي ره هي ميگه من نمي دونم من مي خوام ميگم اگه بخوري بعد تب مي کني بايد بريم دکتر جيزت مي کنه ها ميگد: نه نه نه من شکلات مي خوام
خب شکلات مي گيرم واسش در حالي که ميدونم براش زهره بهش مي گم بگير به درک که به حرفم گوش نمي دي بخور تا جونت بالا بياد.
اما زير لب ميگم خدا نکنه!
شکلات خوردن همان و تب کردن هم همان حالا خر بيار باقلا ببر بچه مياد مي گد بابا دارم مي سوزم تب دارم درد دارم چکار کنم منم مي گم عزا پدر پدرسوخته ات را بگير تا ازت راحت بشم زود باش بريم دکتر مي گد بابا من سوزن نمي خواد ميگم خفه شو بايد يه آمپول خرکي بهت بزنه تا خوب بشي کلي گريه مي کنه دکترم اول يک آمپول دگزا ميزنه تا درد خوب بشه ما هم اعجاز دکتر را تحسين مي کنيم و مي ريم دنبال کارمون با جيبي خالي ..........

حالا کار ما هم با شما مثل بچه مون شده بابا جون چجوري بگيم ما از سلطنت خيري نديديم که حال هي شاهزاده شاهزاده مي کنيد باور کنيد اونم مثل همه ما بدنيا آمده شاهزاده و آقازاده و ديکتاتور و فرعون و آيت الله و نايب امام زمان ساخته و پرداخته دست ماست.
ما بايد اين بت ها را بشکنيم ما ديگه احتياجي به بت نداريم

بايد يک نظامي بدست بياريم که يک نفر 4 سال بياد نوکري ملت را بکنه و نهايتش 8 سال و برود دنبال کار خودش

هر کسي هم آمد بايد مثل بقيه افراد از خلاف کاري و باند بازي مصون نباشه
حالا هي بشينيد تو خونه و از خارج گود بگيد لنگش کن آقايون خارج نشين هم فقط فکر سلطنت هستند و هي شاهزاده شاهزاده مي کنند
همه فرق ما با ولاييها اين که آنها دنبال يک هدف مشخص هستند و ما سردرگم در چند راهي دنبال يک آقا بالاسر مي گرديم
اين پنبه را از گوشتون بيرون کنيد آقايان خارج نشين ما آقا بالا سر نمي خواهيم ما شاه نمي خواهيم ما ملا و متکا نمي خواهيم .
بهر حال تا بالاترين هست به اين انقلاب گزندي نمي رسد.





نحوه شكل‌گيري حباب سکه و ارز


طلانیوز: به هر نوع خريدي به قصد فروش گرانتر در كوتاه مدت «سفته بازي» مي‌گويند خواه اين اقدام خريد اوراق بهادار باشد، خواه سكه يا دلار يا هر كالاي ديگر مثل زمين و ملك و بايد گفت سفته بازي و درآمدهاي به دست آمده از آن، از آنجا كه بر پایه توليد ارزش افزوده نيست براي اقتصاد مضر است.

نحوه شكل‌گيري حباب در اقتصاد كه هميشه عامل ثروتمند شدن عده‌اي و البته مقروض و متضرر شدن عده ديگري است، يك تحليل پيچيده اقتصادي را مي‌طلبد كه به سادگي در داستان زير انتزاع شده است.

تمثيل و داستان يكي از روش‌هاي ساده‌سازي در آموزش مفاهيم است؛ بنابراين، نخست داستان زير براي درك بهتر مفهوم حباب در اقتصاد آورده مي‌شود و سپس به بخش جذابتر (!) مسأله، يعني اين كه چه كنيم تا در شرايط حباب ثروتمندتر شويم مي‌پردازيم.

داستان حباب:

يكي بود يكي نبود. يك كشور كوچك بود. اين كشور يك جزيره بود. كل پول موجود در اين جزيره 2 دلار بود؛ 2 سكه 1 دلاري كه بين مردم در جريان بود. جمعيت اين كشور سه نفر بود؛ تام مالك زمين جزيره بود. جان و ژاك هر كدام يك سكه 1 دلاري داشتند.

مرحله نخست: جان زمين را از تام به قيمت 1 دلار خريد. حالا تام و ژاك هر كدام 1 دلار داشتند و جان مالك زمين بود كه 1 دلار ارزش داشت.

نتيجه: دارايي خالص كشور 3 دلار شد.

مرحله دوم: ژاك گمان كرد كه تنها يك قطعه زمين در كشور وجود دارد و از آنجايي كه زمين قابل توليد نيست، ارزشش بالا خواهد رفت؛ بنابراين، 1 دلار از تام قرض كرد و با 1 دلار خودش، زمين را از جان به قيمت 2 دلار خريد.

شرايط: تام يك دلار به ژاك قرض داده است؛ بنابراين، دارايي خالص او 1 دلار است. جان زمينش را به قيمت 2 دلار فروخت؛ بنابراين، دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك مالك زميني به قيمت 2 دلار است، اما يك دلار به تام بدهكار است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است.

نتيجه: دارايي خالص كشور 4 دلار شد.

مرحله سوم: تام ديد، ارزش زميني كه يك وقت مالكش بود افزايش يافته، از فروختن زمين پشيمان شده بود. تام يك دلار به ژاك قرض داده بود. پس 2 دلار از تام قرض كرد و زمين را به قيمت 3 دلار از ژاك خريد. در نتيجه، حالا مالك زميني به قيمت 3 دلار است. اما از آنجايي كه 2 دلار به جان بدهكار است، دارايي خالص او 1 دلار است.

شرايط: جان 2 دلار به تام قرض داده است؛ بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك اكنون 2 دلار دارد؛ بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است.

نتيجه: دارايي خالص كشور 5 دلار شد. حباب در حال شكل‌گيري است.

مرحله چهارم: جان ديد كه ارزش زمين در حال بالا رفتن است. او هم تمايل داشت مالك زمين شود. 2 دلار داشت و 2 دلار از ژاك قرض كرد و زمين را به قيمت 4 دلار از تام خريد. در نتيجه، تام قرضش را برگرداند و حالا 2 دلار دارد. دارايي خالص او 2 دلار است.

شرايط: جان مالك زميني به ارزش 4 دلار است، ولی چون 2 دلار از ژاك قرض كرده، دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده و بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است.

نتيجه: دارايي خالص كشور 6 دلار شد، هرچند كشور همان يك قطعه زمين و 2 سكه 1 دلاري در گردش را دارد.

مرحله پنجم: همه پول بيشتري داشتند و خوشحال و خوشبخت بودند تا اينكه يك روز افكار نگران‌كننده‌اي به ذهن ژاك خطور كرد: «اگر افزايش قيمت زمين متوقف بشه، اونوقت جان چطوري ميتونه قرض منو پس بده. فقط 2 دلار تو كشور هست و فكر كنم بعد از اين همه معامله، ارزش زمين جان حداكثر 1 دلار باشه، نه بيشتر».

تام هم همين فكر را كرد. ديگر هيچ كس نمي‌خواست زمين را بخرد.

شرايط: در نهايت، تام 2 دلار دارد و دارايي خالص او 2 دلار است. جان 2 دلار به ژاك بدهكار است و زميني كه فكر مي‌كرد 4 دلار مي‌ارزد حالا 1 دلار ارزش دارد؛ بنابراين، دارايي خالص او 1 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده است، اما چه قرضي! اگر چه دارايي خالص ژاك هنوز 2 دلار است؛ اما قلبش بد جوري ميزنه.

نتیجه: دارايي خالص كشور 3 دلار شد!

مرحله ششم: خب چه كسي 3 دلار از كشور دزديده است؟ البته پیش از اينكه حباب بتركد جان فكر مي‌كرد، زمينش 4 دلار مي‌ارزد. در واقع قبل از تركيدن حباب، دارايي خالص كشور روي كاغذ 6 دلار بود.

شرايط: جان چاره‌اي جز اعلام ورشكستگي ندارد. ژاك هم زمين 1 دلاري را به جاي قرضش از جان مي‌گيرد. حالا تام 2 دلار دارد. جان ورشكسته شده و دارايي خالص او صفر دلار است (همه چيز را از دست داده است). ژاك هم چاره‌اي ندارد، جز اينكه به زمين 1 دلاري بسنده كند.

نتيجه: پس دارايي خالص كشور 3 دلار است.

خوب، در اين اقتصاد كوچك نتيجه حبابي كه ايجاد شد و دوباره فرونشست يا به قولي تركيد، چه بود؟

چيزي به دارايي 3 دلار كشور (نقدينگي 2 دلاري و زمين 1 دلاري) افزوده نشده و تنها نحوه توزيع نقدينگي تغيير كرده؛ يك نفر دو دلار و ديگري صفر دلار دارد.

تام برنده است. جان بازنده است. ژاك هم خوش‌شانس است كه دارايي اوليه خود را دارد!

در شرايط حباب چگونه براي كسب سود اقدام كنيم؟

نتايج تحليلي ـ اقتصادي داستان حباب

1) وقتي حبابي در حال شكل‌گيري است، ديون افراد به يكديگر افزايش مي‌يابد.

2) داستان اين جزيره يك سيستم بسته است و كشور ديگري وجود ندارد و بنابراين بدهي خارجي نيز وجود ندارد. ارزش دارايي تنها بر اساس پول جزيره محاسبه مي‌شود؛ بنابراين، ضرري در كل وجود نخواهد داشت.

3) نكته مهم: وقتي حباب مي‌تركد، افراد داراي پول نقد برنده هستند. افراد داراي مال يا قرض بازنده هستند و در بدترين حالت ورشكسته مي‌شوند.

4) اگر در اين كشور نفر چهارمي هم با 1 دلار بود اما وارد اين بازي نمي‌شد، نه مي‌برد، نه مي‌باخت اما مي‌ديد كه ارزش پولش بالا و پايين مي‌رود.

5) وقتي حباب در حال بزرگ شدن است، همه پول بيشتري به دست مي‌آورند.

6) اگر شما باهوش باشيد و بدانيد حبابي در حال بزرگ شدن است، مي‌‌ارزد كه پول قرض كنيد و وارد بازي شويد؛ اما بايد بدانيد چه زماني همه چيز را به پول نقد تبديل كنيد. در غير اين صورت به بدترين شكل ممكن متضرر مي‌شويد.

7) همانند زمين، اين پديده براي كالاهاي ديگر صادق است.

8) ارزش واقعي زمين يا ديگر كالاها وابستگي زيادي به رفتار رواني جامعه دارد.

در پايان بايد یادآوری کرد، در اقتصاد به هر نوع خريدي به قصد فروش گرانتر در كوتاه مدت «سفته بازي» مي‌گويند؛ خواه اين اقدام خريد اوراق بهادار باشد، خواه سكه يا دلار يا هر كالاي ديگر مثل زمين و ملك و بايد گفت، سفته بازي و درآمدهاي به دست آمده از آن، از آنجا كه بر پایه توليد ارزش افزوده نيست براي اقتصاد مضر است.

چنانچه توبين، اقتصاددان كانادايي، مالياتي را براي كنترل اين اقدامات دلال گونه ابداع کرد كه به نام ماليات توبين معروف شد و همين روزها در فرانسه براي جلوگيري از افزايش زيان مردم در بورس در حال بررسي براي اجراست. در اين روش از همه كساني كه به قصد سفته بازي، نه سرمايه‌گذاري وارد بورس شده اند و سهامشان را ظرف چند روز دوباره مي‌فروشند، ماليات چشمگیری گرفته می‌شود.

همه اينها نشان دهنده ماهيت خطرناك حباب و سفته بازي بوده و ذكر این نکته است، هرچند عامل پدید آورنده حباب سفته بازي نيست، ميزان روي آوردن مردم به سفته بازي، حباب را بزرگتر و بيشتر و آثار زيانبار پس از تركيدن آن را بيشتر مي‌كند.

۱۳۹۰ دی ۲۳, جمعه

من به عنوان یک سبز مولایم امام حسین علیه السلام است و رهبرم میرحسین


من به عنوان یک سبز مولایم امام حسین علیه السلام است و رهبرم میرحسین، عشق من حسین است حسین است حسین
سبز یعنی حسین و کربلا،سبز یعنی ظلم نکردن، سبز یعنی زیر بار ظلم نرفتن، سبز یعنی استقامت ،سبز یعنی کرامت انسان سبز یعنی احترام به عقاید دیگران هر کسی با هر عقیده ایی می تواند در مجموعه سبز باشد و حرمت شکن نباشد
من شیعه هستم و به کسی اجازه توهین به عقایدم را نمی دهم آهای کسی که به امام من حضرت امام نقی علیه السلام توهین

می کنی دهانت پر از گِل باد.

دم از آزادی بیان می زنید و خواستار آزادی هستید ولی به راحتی به اعتقادات ما توهین می کنید و باب استهزاء را باز کرده اید.بدانید که استهزاء عمل انسانهای نادان و جاهل است ، خداوند در قرآن کریم می فرماید :هر پیامبری که فرستادیم مورد استهزاء قرار گرفت. جدی چطور می توانی خدا را انکار کنی در جایی که به خود هم تسلط نداری در بدنی که میلیونها موی رگ عمل خون رسانی را بدون اینکه کوچکترین اراده ایی داشته باشی را انجام می دهند.
نه عزیز یک سوزن به خودت بزن یک جوآل دوز به دیگران


من اگر بدانم دینم از دست می رود حاضرم با همین حاکمان جور کنار بیام و غصه ام را بغض در گلو کنم تو و امثال تو که دم از سبز بودن می زنید تمام افکار خودتون را روی مساله قوم گرایی معطوف نموده اید
نگو که صحت نداره . در این مدت به تمام معنا دیده ام که سخن از وحدت قومیت ها می زنید ولی در عمل 90 درصد مردم که مذهبی هستند چه شیعه چه سنی را مسخره می کنید به عربها که یکی از اقوام کشور ما هستند بی شمار توهین می کنید هی از کوروش و ایران می زنید هر چند اینها افتخار ما هستند ولی این دلیل نمی شود که به شخصیتها و اصول دیگران توهین کنیم
یکی از کارهای خوب کوروش کبیر در ممالکی که فتح می کرد این بود که به آداب و رسوم آن مردم احترام می گذاشت.
نه عزیزم این بار به سر منزل نمی رسد تا زمانی که ما اول خودمان را درست نکنیم بعد از دیگران انتظار یاری داشته باشیم
من هم به خیلی از افراد جامعه انتقاد دارم و از آنها انتظار داشتم که از حقوق مردم دفاع کنند ولی کمی هم به آنها حق می دهم که با این موجی از تبلیغاتی که راه افتاده نتوانند حق را از ناحق تشخیص بدهند و یا این که حتی جرات حرف زدن را نداشته باشند همین طوری که ما تو نت هم از معرفی خودمان ابا داریم
بارها با خود خلوت کرده ام که اگر این هنگامه زمان عاشورا بود من در کدام سمت بودم خیلی وقتها ست که خود را در طرف امام حسین می بینم و با دیدن مصیبت های امام به خودم می لرزم و می گویم نکند که به بارگاه یزید متمایل شوم.
من با این دید به سبز بودنم افتخار می کنم که بتوانم با جذابیتی که بوجود می آورم به دوستانم اضافه کنم
باید دیده هایمان را بشوییم و دنیا را از منظر دیگری ببینیم دنیا را آنچنان که هست ببینید نه آنچنان که می خواهیم ببینیم.
شما از آمریکا و غرب تعریف می کنید ولی یادتون رفته که همین آمریکا چطور با بمب اتمی که تو هیروشیما زد باعث کشتار عظیمی شد و چه انسانهای بی گناهی را به خاک و خون کشید یا چپاول گریهای اروپاییانی که تا قبل از استعمارگریهایشان به بربریت مشهور بودند را انگار فراموش کرده اید حتی در حال حاضر هم فساد روسپی گریهایشان حال هر انسانی را به هم می زنند نگویید که نیست تنها تو اینترنت کافیست یک سرچی بزنید البته نه اینکه تو کشور ما نیست ولی باید باور کرد که مثل آنجا این قدر بی بندو باری نیست.
تو رفتارخود را عوض کن به دنبال عوض کردن دیگران نباش که اگر در عمل آنچه می گویی را انجام بدی دیگران به دنبال تو می آیند.
متاسفانه من در قلم فرسایی شاگرد آمادگی هم نیستم ولی با همین لکنت زبان چیزی که می خواستم را تا حدودی گفتم انشاالله

هر کسی خواست انتقاد کند بکند ولی به کسی توهین نکنید.