صفحات

۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

تا بالاترين هست به اين انقلاب آسيبي نمي رسد!

تا بالاترين هست به اين انقلاب آسيبي
نمي رسد!


کمي درک و شعور براي هر انساني خوب است به بچه مي گم بابا تو مريضي اين شکلات و شيريني ها برات سمه ولي به خرجش نمي ره هي ميگه من نمي دونم من مي خوام ميگم اگه بخوري بعد تب مي کني بايد بريم دکتر جيزت مي کنه ها ميگد: نه نه نه من شکلات مي خوام
خب شکلات مي گيرم واسش در حالي که ميدونم براش زهره بهش مي گم بگير به درک که به حرفم گوش نمي دي بخور تا جونت بالا بياد.
اما زير لب ميگم خدا نکنه!
شکلات خوردن همان و تب کردن هم همان حالا خر بيار باقلا ببر بچه مياد مي گد بابا دارم مي سوزم تب دارم درد دارم چکار کنم منم مي گم عزا پدر پدرسوخته ات را بگير تا ازت راحت بشم زود باش بريم دکتر مي گد بابا من سوزن نمي خواد ميگم خفه شو بايد يه آمپول خرکي بهت بزنه تا خوب بشي کلي گريه مي کنه دکترم اول يک آمپول دگزا ميزنه تا درد خوب بشه ما هم اعجاز دکتر را تحسين مي کنيم و مي ريم دنبال کارمون با جيبي خالي ..........

حالا کار ما هم با شما مثل بچه مون شده بابا جون چجوري بگيم ما از سلطنت خيري نديديم که حال هي شاهزاده شاهزاده مي کنيد باور کنيد اونم مثل همه ما بدنيا آمده شاهزاده و آقازاده و ديکتاتور و فرعون و آيت الله و نايب امام زمان ساخته و پرداخته دست ماست.
ما بايد اين بت ها را بشکنيم ما ديگه احتياجي به بت نداريم

بايد يک نظامي بدست بياريم که يک نفر 4 سال بياد نوکري ملت را بکنه و نهايتش 8 سال و برود دنبال کار خودش

هر کسي هم آمد بايد مثل بقيه افراد از خلاف کاري و باند بازي مصون نباشه
حالا هي بشينيد تو خونه و از خارج گود بگيد لنگش کن آقايون خارج نشين هم فقط فکر سلطنت هستند و هي شاهزاده شاهزاده مي کنند
همه فرق ما با ولاييها اين که آنها دنبال يک هدف مشخص هستند و ما سردرگم در چند راهي دنبال يک آقا بالاسر مي گرديم
اين پنبه را از گوشتون بيرون کنيد آقايان خارج نشين ما آقا بالا سر نمي خواهيم ما شاه نمي خواهيم ما ملا و متکا نمي خواهيم .
بهر حال تا بالاترين هست به اين انقلاب گزندي نمي رسد.





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر