صفحات

۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

حسین شیره ایی: سران فتنه مفسد فی الارضند

حسین شریعتمداری: سران فتنه مفسد فی الارضند /فقط یک دسته از اصلاح طلبان صلاحیت نمایندگی دارند

انتخابات - روزنامه کیهان در سرمقاله خود با عنوان «این ادعا و آن مأموریت!» به قلم حسین شریعتمداری نوشت:

*رئیس دوره ای «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات»! بی آن که به ترکیب این شورا اشاره ای داشته باشد و یا درباره وزن شورای یاد شده که بعد از فتنه88 فقط پوسته ای بدون مغز از آن باقی مانده است سخنی گفته و توضیحی بدهد، در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا، اعلام کرد: «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تصمیم گرفته است که اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نکنند». اظهارات وی بلافاصله با مخالفت برخی از مدعیان اصلاحات روبرو شد که نسبت به هویت شورای مزبور ابراز تردید کرده و آن را در جایگاهی نمی دانستند که برای اصلاح طلبان تعیین تکلیف کند. به عنوان مثال آقایان محمدرضا تابش نماینده فراکسیون اقلیت و سخنگوی این فراکسیون، خباز، کواکبیان و چند تن دیگر در اظهارنظرهای مشابه در حالی که از یکسو نمی خواستند صریحا به پوشالی بودن شورای موسوم به «هماهنگی جبهه اصلاحات» اعتراف کنند و از سوی دیگر با اعلام نظر شورای یاد شده به شدت مخالف بودند، سناریوی تحریم انتخابات را رد کرده و اعلام داشتند؛ «اظهارنظر شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ربطی به فراکسیون اقلیت ندارد» و اینکه «فراکسیون اقلیت مجلس مستقل از شورای یاد شده است و ما در انتخابات شرکت خواهیم کرد». این عده با تلویحی نزدیک به تصریح از فروپاشی جبهه موسوم به اصلاحات و بی اعتباری آن خبر دادند.
* مدعیان اصلاحات، مخصوصا، سران و عوامل فتنه آمریکایی -اسرائیلی 88 به دلیل وطن فروشی آشکار و ایفای نقش ستون پنجم دشمنان بیرونی، نه فقط کمترین صلاحیتی برای شرکت در انتخابات ندارند بلکه به عنوان مفسد فی الارض، مستحق اشد مجازات هستند، این عده اساسا در حلقه نظام تلقی نمی شوند چه رسد به آن که درباره مسائل نظام، نظیر انتخابات حق اظهارنظر داشته باشند.
*آن عده از مدعیان اصلاحات که خود در فتنه 88 حضور فعال نداشته ولی از آن حمایت کرده اند نیز صلاحیت نامزد شدن برای نمایندگی مجلس و یا نامزدی در هیچ انتخابات دیگری را ندارند...
* کسانی که از فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 حمایت کرده اند، بر فرض که در آن حضور فعال نداشته اند، نیز فاقد صلاحیت نمایندگی مجلس شورای اسلامی هستند و کمترین جرم آنها حمایت از پروژه براندازی بیگانگان است که به تنهایی جرمی سنگین و در حد و اندازه «خیانت» تلقی می شود و چنانچه از مجازات آنها صرف نظر شود، خیانت آنان قابل چشم پوشی نیست.
*کسانی که هرچند از فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 حمایت نکرده اند ولی در مقابل آن، سکوت کرده و موضع نیز نگرفته اند. این عده نیز برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی صلاحیت ندارند، چرا که علت سکوت آنها از دو حال خارج نیست. اول آن که از توان ذهنی و شعور لازم برای درک ماجرا برخوردار نبوده اند، که در این صورت؛ باید گفت؛ خانه ملت جای افراد کندذهن و کم دان نیست.
* برخی از اصلاح طلبان نیز بوده اند که نه فقط در فتنه 88 دخالتی نداشته و از آن حمایت نکرده اند، بلکه علیه آن موضع هم گرفته اند. این عده نشان داده اند که به بهانه اختلاف سلیقه حاضر به وطن فروشی و یا سکوت در مقابل وطن فروشان نیستند و بدیهی است که فقط همین عده از اصلاح طلبان شایستگی و صلاحیت نمایندگی مجلس شورای اسلامی را دارند
*اصلاح طلبان در صورت اعلام شرکت در انتخابات بر سلامت انتخابات در ایران اسلامی و دروغ بودن ادعای تقلب که آن همه از بیرون و درون روی آن سرمایه گذاری شده بود، اعتراف کرده اند. این نکته نیز علت دیگری است که آنان را به اعلام عدم حضور می کشاند!
*تصمیم اعلام شده از سوی مدعیان اصلاحات به معنای تحریم انتخابات است و مفهوم دیگر آن اعتراف اصلاح طلبان به خروج از نظام خواهد بود.

۱۳۹۰ شهریور ۲۵, جمعه

استقلال هفتادویکمین شهرآورد تهران را هم برد/ هت‌تریک شکست پرسپولیس!

استقلال هفتادویکمین شهرآورد تهران را هم برد/ هت‌تریک شکست پرسپولیس!
هفتاد و یکمین دیدار تیم های فوتبال استقلال و پرسپولیس در شرایطی با برتری شاگردان پرویز مظلومی به پایان رسید که این تیم در دو دیدار رفت و برگشت فصل گذشته هم رقیب سنتی خود را شکست داده بود تا آبی ها برای اولین بار در تاریخ سه بازی پی در پی را ببرند.

به گزارش خبرنگار مهر، دیدار تیم های فوتبال استقلال و پرسپولیس در هفته هفتم یازدهمین دوره رقابتهای لیگ برتر از ساعت 18:30 دقیقه امروز جمعه به قضاوت محسن ترکی و در حضور بیش از 95 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی آغاز شد که در پایان شاگردان پرویز مظلومی با نتیجه 2 بر صفر حریف را شکست دادند.

در نیمه اول استقلال فوتبال زیبا و جذاب تری را به نمایش گذاشت و از همان دقایق ابتدایی نبض بازی را در اختیار گرفت و روی پاس های کوتاه بازیکنان میانی اش خطراتی را روی دروازه پرسپولیس ایجاد کرد. در دقیقه 15 این دیدار میلاد میداودی پشت محوطه جریمه با پای چپ به سمت دروازه سرخ ها شوت زد که معمارزاده این توپ را به طور ناقص دفع کرد. جباری با حضور به موقع در محوطه جریمه توپ را برای مجیدی ارسال کرد تا کاپیتان آبی ها بازهم با ضربه ای آرام دروازه پرسپولیس را باز کند.

693760_orig.jpg

در ادامه این دیدار پرسپولیس با حملاتی ضعیف و نه چندان منظم قصد باز کردن دروازه حریف را داشت اما بازهم این استقلال بود که در چند نوبت توسط جاسم کرار صاحب موقعیت گلزنی شد. کرار در نیمه اول یکی از بهترین بازیکنان استقلال بود و توانست عملکرد قابل قبولی داشته باشد.
در نیمه دوم پرسپولیس با یک تعویض گام به میدان گذاشت و علیرضا محمد را جایگزین جواد کاظمیان کرد اما این بازیکن خیلی زود مصدوم شد تا تفکرات استیلی بهم بریزد. در دقیقه 47 میلاد میداودی این فرصت را داشت که دروازه پرسپولیس را باز کند اما توپ او به تیر دروازه برخورد کرد.
در ادامه پرسپولیس توپ و میدان را در اختیار گرفت و در دقیقه 49 به دنبال خطایی که روی علی کریمی در محوطه جریمه شد، به یک ضربه پنالتی رسید اما در دقیقه 53 با وقفه ای چند دقیقه ای محمد نوری این ضربه را به بیرون زد.
693766_orig.jpg
در ادامه بازی پرسپولیس صاحب موقعیت هایی شد اما این استقلال بود که برخلاف جریان بازی در دقیقه 82 به گل دوم رسید. در این صحنه محسن یوسفی که به عنوان بازیکن تعویضی به میدان آمده بود پاس خوبی را برای برهانی - که او هم به عنوان بازیکن تعویضی به میدان آمده بود - فرستاد که او با جا گذاشتن میثاق معمارزاده توپ را به جباری رساند تا کاپیتان دوم استقلال گل دوم را وارد دروازه پرسپولیس کند. مجیدی قبل ازاین به دلیل مصدومیت تعویض شده بود.
این سومین بازی پی در پی بود که استقلال با هدایت پرویز مظلومی موفق به شکست پرسپولیس شد. این تیم در دو دیدار رفت و برگشت فصل گذشته که علی دایی هدایت پرسپولیس را برعهده داشت نیز مغلوب استقلال شده بود. پرویز مظلومی با کسب سه پیروزی پی در پی یکی از مربیان تاریخ ساز باشگاه استقلال شد

۱۳۹۰ اردیبهشت ۵, دوشنبه

آقاي وزير كار !‌ اين هم كارخانه هاي سوئيسي كه انكارشان مي كرديد (+تصاوير)

مردم مي فهمند ، ‌عهد دقيانوس كه نيست! آقاي وزير كار !‌ اين هم كارخانه هاي سوئيسي كه انكارشان مي كرديد (+تصاوير) در اينجا مجري با تعجب به شيخ الاسلام گفت: « ‌آقاي وزير !‌ امكان دارد شما در بررسي هايتان كارخانه اي پيدا نكرده ايد و اين دليل نمي شود كه در سوئيس اصلا‌ً كارخانه ساعت سازي وجود نداشته باشد. » عصرايران - اين كه مي گوييم برخي مسوولان ،‌حتي در سطوح عالي مديريتي ،‌ عادت دارند حرف هاي بي پايه و اساس بزنند و خلاف واقع تحويل مردم دهند و بدتر از همه آن كه ،‌ بر سخن نادرست خود پافشاري هم مي كنند ،‌ نه جوسازي سياسي و رسانه اي ،‌كه يك واقعيت تلخ و آزار دهنده است. بي گمان تا وقتي كه مسوولان ما ،‌ ياد نگرفته اند مستدل و موجه صحبت كنند و تا هنگامي كه در هنگام سخن گفتن با مردم ،‌ خود را داناتر از مخاطبان فرض كنند ،‌ پاشنه در بر همين منوال خواهد بود كه هست. به عنوان مشتي نمونه خروار در اثبات عيني اين كه برخي مسوولان ،‌ عوامانه و غير منطقي و بدون هيچ پشتوانه علمي و تجربي سخن مي گويند ،‌به سخنان آقاي دكتر عبدالرضا شيخ الاسلام در برنامه شنبه شب "نگاه يك" ‌سيما اشاره مي كنيم كه وقتي سخن به اشتغال در خانه رسيد ،‌ گفت:‌ در سوئيس كه در صنعت ساعت سازي مشهور است و به كل دنيا ساعت صادر مي كند ،‌ حتي يك كارخانه ساعت سازي هم وجود ندارد! وزير كار كشورمان افزود:‌در سوئيس ،‌همه اين ساعت ها در خانه ها درست مي شود و نهايتاً‌ در يك جايي آن ها را سرهم مي كنند و بر اساس بررسي هاي ما هيج كارخانه ساعت سازي در سوئيس وجود ندارد. در اينجا مجري با تعجب به شيخ الاسلام گفت: « ‌آقاي وزير !‌ امكان دارد شما در بررسي هايتان كارخانه اي پيدا نكرده ايد و اين دليل نمي شود كه در سوئيس اصلا‌ً كارخانه ساعت سازي وجود نداشته باشد. » كه شيخ الاسلام با تاكيد بيشتري از قبل گفت:‌ خير!‌ ما بررسي كرده ايم در كل سوئيس حتي يك كارخانه ساعت سازي وجود ندارد.(نقل قول ها به مضمون) اين كه سوئيس كارخانه ساعت سازي دارد يا نه ؟‌اساساً‌ربطي به ما ندارد و موضوع سخن هم اين نيست ،‌ بلكه دستمايه نوشتار حاضر ،‌بي منطق سخن گفتن وزير ماست كه قطعاً‌ به ما ربط دارد و مايه نگراني ماست. وقتي وزير كار ، ‌با درجه دكتري ،‌ در رسانه ملي ،‌مقابل چشم ميليون ها ايراني ،‌ براي اثبات حرف خودش ،‌سخن غير واقع مي گويد و بر آن تأكيد و اصرار هم مي كند ،‌آيا جاي نقد ندارد و آيا نبايد لا اقل رسانه اي پيدا شود و به آقاي وزير نهيب بزند كه برادر من!‌ عزيز من!‌ باور كن كه در عهد دقيانوس زندگي نمي كنيم و تنها دكتراي مملكت هم تو نيستي و مردم هم "‌مي فهمند"؟ حال ،‌نه براي اثبات صرف وجود كارخانه ساعت سازي در سوئيس ،‌بلكه براي تنبه آقاي وزير كه من بعد در حرف هايشان تأمل كند (‌و ديگر مسوولان هم حواس شان باشد)‌ تعدادي از ده ها كارخانه ساعت سازي در سوئيس را به همراه سايت و تصوير معرفي مي كنيم و همچنان با خود مي گوييم وقتي در موضوعي بدين سادگي و روشني كه با يك سرچ ، خلافش عيان مي شود ،‌وزير به راحتي سخن خلاف واقع مي گويد و بر آن پافشاري هم مي كند ،‌ حال و روز بقيه مسائل كشور چگونه است ؟ توجه:‌ تصاوير كارخانه هاي ساعت سازي زير فتوشاپي و محصول عصرايران نيستند ؛ آقاي وزير باورشان كند! تیسوت: برند تیسوت در ایران هم نامی آشنا به شمار می رود . این کمپانی سوئیسی در کنار سابقه طولانی همواره محصولات خود را برای قشر وسیع تری در جامعه عرضه می کند.تاسیس این کمپانی به سال 1853 باز می گردد و در حال حاضر نیز دامنه فعالیت بسیار گسترده ای دارد.نمایندگی های تیسوت در 150 کشور جهان وجود دارند و این نشانگر فروش بالای محصولات این کمپانی در سطح جهانی است. وب سایت رسمی تیسوت: http://www.tissot.ch چوپارد: برند چوپارد در دنیای ساعت اولین بار توسط لوئیس چوپارد پایه گذاری شد.وی در سال 1860 کارگاه کوچکی را در ژنو سوئیس راه اندازی کرد که این کارگاه کوچک در گذر زمان به یک کارخانه ساعت سازی بزرگ مبدل گشت.در حال حاضر چوپارد علاوه بر ساخت ساعت ، همانند بسیاری از شرکت های دیگر به تولید جواهرات نیز می پردازد وب سایت رسمی چوپارد: http://www.chopard.com برایتلینگ: کمپانی برایتلینگ فعالیت خود را از سال 1884 در گرنشن سوئیس آغاز کرد.این کمپانی به دلیل تولید ساعت های گران قیمت برای خلبانان شهرت فراوانی دارد.برخورداری از صفحه ای بسیار بزرگ مهمترین شاخصه ساعت های برایتلینگ است که آنرا از سایر برندها متمایز می سازد.برایتلینگ در اکثر مدل های خود از طلا و سایر فلزات گرانبها استفاده می کند. وب سایت رسمی برایتلینگ: http://www.breitling.com/en/index2.html هابلوت: کمپانی هابلوت در سال 1980 در شهر نیون سوئیس تاسیس شد.محصولات این کمپانی طرفداران بی شماری در سراسر جهان دارد.هابلوت به استفاده از طرح های نو در ساخت ساعتهای خود شهرت دارد.این کمپانی در سال 2010 توانست به رکورد فروش 193.2 میلیون یورو دست یابد. وب سایت رسمی هابلوت: http://www.hublot.com/en/#/HOME موادو: کمپانی موادو در سال 1881 در لاشاکس سوئیس تاسیس شد.این کمپانی از همان ابتدا به تولید ساعتهای گران قیمت می پرداخت.همین مساله باعث شده تا سرانه درآمد این کمپانی در طی سال های گذشته روند روبه رشد چندانی نداشته باشد و در پاره ای از موارد حتی روند نزولی را تجربه کند. وب سایت رسمی موادو: http://www.movadogroupinc.com امگا: کمپانی امگا در سال 1848 تاسیس شد.این کمپانی در مفهوم اولیه آن تنها یک اطاق کار کوچک در برن سوئیس بود اما بعدها به یکی از غول های صنعت ساعت سازی در جهان تبدیل شد وب سایت رسمی امگا: http://www.omegawatches.com پاتک فیلیپ کمپانی پاتک فیلیپ در سال 1851 در ژنو تاسیس شد این کمپانی از سطح تولید پایین تری نسبت به سایر کمپانی های برخوردار است.تولیدات پاتک بیشتر از نوع سفارشی بوده و اغلب چند میلیون دلار ارزش دارند.این نام برای کلکسیونرها نامی آشنا و قابل اعتماد است.البته پاتک محصولات در رنج قیمت نرمال هم تولید می کند که تعداد آنها بسیار محدود است. وب سایت رسمی پاتک فیلیپ: http://www.patek.com پیاژه: کمپانی پیاژه یکی از قدیمی ترین کمپانی های تولید ساعت در جهان است.سابقه تولید ساعت در پیاژه به سال 1845 باز می گردد.پیاژه از همان ابتدا در تولید جواهرات نیز صاحب سبک خاص خود بود.این سابقه در دوران حاضر نیز ادامه یافته استوبسیاری از ثروتمندان جهان ساعت و جواهرات خود را به پیاژه سفارش می دهند. وب سایت رسمی پیاژه: http://www.piaget.com ریموند ویل : کمپانی ریموند ویل در سال 1976 تاسیس شد.این کمپانی در قلب سوئیس قرار گرفته و پس از گذشت سالیان طولانی همچنان در مکان اولیه خود به فعالیت ادامه می دهد.این کمپانی بصورت موروثی در اختیار فرزندان ریموند ویل سوئیسی قرارداشته است. وب سایت رسمی ریموند ویل: http://www.raymond-weil.com رولکس: رولکس به رغم بزرگی نام آن در مقابل سایر برندهای مطرح چند سالی جوان تر است.کمپانی رولکس اولین بار در سال 1905 توسط هانس ویلسدورف و آلفرد دیویس در لندن تاسیس شد اما پس از مدتی کمپانی به سوئیس انتقال یافت.رولکس یکی از عظیم ترین کمپانی های ساخت ساعت و جواهرات در جهان است که علاوه بر شعب متعدد بالغ بر 2800 کارمند را در استخدام خود دارد. وب سایت رسمی رولکس: http://www.rolex.com تگ هویر: کمپانی تگ هویر یکی از قدیمی ترین کمپانی های تولید ساعت در جهان است که با بیش از 150 سال سابقه محصولات متنوعی را در بازار عرضه کرده است.البته تا چند سال قبل کمپانی مذکور بیشتر برای برندهای مطرح دنیا ساعت تولید می کرد اما با تغییر سیاستهای شرکت برند اختصاصی تگ هویر در میان بزرگان دنیای ساعت خودنمائی می کند. وب سایت رسمی تگ هویر: http://www.tagheuer.com

۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه

چرا صاحبان سیلی و گلوله و تاج و تخت عبرت نمی گیرند محمد؟ …

محمد بوعزیزی! اسمت این بود نه؟ … درس خوانده بودی. کار نداشتی. خواستی سبزی فروشی کنی. دزدی و خفت گیری نمی دانستی لابد. بساطت را اما به هم ریختند. مامور دولت سیلی ات زد. دار دنیا برایت سیاه شده بود. دستت به کسی نرسید. خودت را به آتش کشیدی. زنده نماندی … مردم خشمگین شدند. شعله ای که از تن تو برخاست، اول از همه دامن رییس کشور خودت را گرفت؛ بن علی را به زیر کشید. بعد مبارک. بعد خون ها بود که خیابان های صنعا و منامه و درعا و مصراته را رنگین کرد. آمریکا می گوید مردم آزادی می خواهند. جمهوری اسلامی می گوید این ها بیداری اسلامی است به جز در سوریه. علی عبدلله صالح می گوید فتنه است. بشار اسد می گوید فتنه است. ملک عبدالله می گوید فتنه است. سیاست بازان کارخانه کلاه سازی از نمد را رها نمی کنند تا به پیکر باندپیچی شده تو روی تخت بیمارستان نگاه کنند. که بدانند بی پناهی چه شعله ای است … شعله ی تن ات چرا چنین پر شرر بود محمد؟ محمد! باور نمی کنیم به سیلی آن مامور معذور حاضر شده باشی خودت را بسپاری به فنا. به فنا واقعا؟! مگر مامور فقط تو را زد؟ فقط کسانی چون تو را می زنند؟ فقط تو خودسوزی کرده ای مگر؟ … هر چه بود توی آن دلت بود که با خود بردی. نه؟ آتش، آتش آن دل بود، نه؟ … که خواب حرام کرده بر صاحبان سیلی و گلوله و تاج و تخت … که بی پناهی از شر ستم، چه شعله ای است بر عرش * چرا صاحبان سیلی و گلوله و تاج و تخت عبرت نمی گیرند محمد؟ …

۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

رسوایی نمایش دروغین صداوسیما در بین شهروندان پاوه

نزدیک به دو ماه از شهادت صانع ژاله می‌گذرد، اما هنوز قاتل یا قاتلان او شناسایی و معرفی نشده‌اند. در این حال، بستگان این شهید و دیگر ساکنان شهر پاوه، به طرد و قطع رابطه با پسرخاله صانع ژاله پرداخته‌اند که در پروژه شهید دزدی، نقش مؤثری داشت. جوانان این شهر هم نسبت به تبلیغات حکومتی مبنی بر بسیجی بودن صانع ژاله، واکنش نشان می‌دهند؛ که بارها به دستگیر شدن آنها منجر شده است.

خبرنگار کلمه از پاوه گزارش می‌دهد که ماجرای رسوایی صداوسیما در معرفی پسرخاله سپاهی صانع ژاله به جای پدرش و مصاحبه با او، هنوز هم موضوع صحبت مردم پاوه است. آنها او را خائن و متهم اصلی پروژه «شهید دزدی» می‌دانند و معتقدند صداوسیما و نیروهای امنیتی دولت کودتا، با همکاری این فرد توانستند نمایش دروغینی را به اجرا بگذارند که علت حضور صانع ژاله در خیابان در روز ۲۵ بهمن و عامل کشته شدن او را وارونه جلوه می‌دهد.

صانع ژاله، دانشجوی دانشگاه هنر تهران بود که در راهپیمایی روز ۲۵ بهمن به ضرب گلوله به شهادت رسید. حاکمیت بلافاصله پس از شهادت او، در اقدامی غیرمنتظره و سخیف، ادعا کرد که صانع ژاله بسیجی بوده و منافقان او را کشته‌اند. پس از آن هم تبلیغات گسترده رسانه‌های و تشییع جنازه سازماندهی‌شده به کار گرفته شد تا پروژه‌ای که از سوی رسانه‌های مستقل، «شهید دزدی» نام گرفت، برای افکار عمومی توجیه شود. هرچند با مصاحبه برادر این شهید و اعلام اینکه او بسیجی نبوده، و نیز انتشار عکسهای دیدار او با مرحوم آیت‌الله منتظری و گزارش‌های فعالیتش در انتخابات به نفع مهندس موسوی، این تبلیغات نیز به ثمر نرسید.

اکنون پروژه شهید‌دزدی در پاوه، شهر محل سکونت خانواده‌ی این شهید، نیز با واکنش مردم مواجه شده و فردی که به دروغ به عنوان پدر صانع ژاله در تلویزیون معرفی شده و در جعل کارت بسیج برای صانع ژاله نیز با ماموران امنیتی همکاری کرده بود، با طرد و قطع رابطه از سوی شهروندان پاوه روبه‌رو شده است.

نام این فرد، زین‌الدین انصاری است. او پسرخاله شهید صانع ژاله است، اما خبرگزاری فارس و بخش خبری بیست و سی صداوسیما، به دروغ او را پدر صانع معرفی کردند. زین‌الدین انصاری که در بخش حراست قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران مشغول به کار است، از عوامل جعل کارت بسیج برای صانع ژاله است و برادر این شهید، در مصاحبه‌ای فاش کرده بود که صبح روز ۲۶ بهمن، پیش از آنکه خانواده از شهادت صانع مطلع شوند، او به در خانه آمده و قطعه عکسی از این شهید را درخواست کرده است که بعدا برای جعل کارت بسیج او استفاده شده است.

گزارش خبرنگار کلمه حاکی است که با توجه بافت سنتی شهرستان پاوه، که شبکه‌های فامیلی در آن گسترده‌اند و اکثر مردم بومی شهر همدیگر را می‌شناسند و و نام و نسب یکدیگر را می‌دانند، مردم پاوه پسرخاله شهید را خائن به خون او می‌دانند و از این رو نه تنها بستگان و آشنایان ارتباطشان را با او قطع کرده‌اند، بلکه مردم نیز به شکل‌های مختلف از او ابراز انزجار می‌کنند، تا جایی که بسیاری از مردم وقتی او را در حیابان می‌بینند، به سمت دیگر خیابان می‌روند تا با او چهره به چهره و هم‌کلام نشوند.

همچنین از پاوه گزارش می‌رسد که در ادامه پروژه شهید دزدی، به غیر از ادارات دولتی و امکان رسمی، اصناف پاوه هم مجبور شده‌اند تا پلاکاردها و بنرهایی را مبنی بر بسیجی بودن شهید صانع ژاله بر سردر مغازه‌ها و فروشگاهها نصب کنند. اما این پلاکاردها و بنرها، به کرات توسط جوانان پاوه به پایین کشیده شده است.

این گزارش همچنین حاکی است که تاکنون دهها نفر به بهانه پاره کردن یا پایین کشیدن این‌گونه تبلیغات دروغین، دستگیر شده و ساعت‌ها و گاهی چند روز را در بازداشت به سر برده‌اند.

در همین حال گزارش‌های رسیده از پاوه، حاکی از ادامه فشارهای امنیتی بر خانواده این شهید است؛ به طوری که خانواده داغدار صانع ژاله، حتی برای یک ساعت از حضور آشکار و پنهان ماموران امنیتی و اطلاعاتی در امان نیستند و آرامش ندارند.

این گزارش می‌افزاید: بزرگترین برادر صانع که ماجرای جعل کارت بسیج را در گفت‌وگو با رسانه‌ها افشا کرد، آزاد شده است، اما به طور دائم تحت نظر قرار دارد و حتی در آرایشگاه محل کار خود نیز آسایش ندارد.

پیش از این هم گزارش شده بود که دو مسئول بسیج غرب کشور، به پدر شهید صانع ژاله، پیشنهاد رشوه ۷۵ میلیون تومانی تحت عنوان خون‌بها را داده‌اند، آن هم در حالی که قاتل شهید هنوز معرفی نشده؛ اما پدر شهید این حق‌السکوت را نپذیرفته و در مقابل تهدید آنها به بازداشت برادر دیگر این شهید، گفته است: «یک پسرم در راهی که فکر می‌کرد درست است کشته شد و پسر دیگرم هم کاری را کرده که اعتقاد دارد درست است و هر هزینه‌ای را هم می‌پردازد.»

پدر این شهید همچنین به گواهی مردم پاوه، راضی به شرکت در مراسم ختم فرمایشی پسر خود نشده و ساعت‌ها بابت عدم حضور در آن مقاومت کرده است. گزارش‌ها همچینن حاکی است که تقریبا هیچ‌کس از مردم عادی هم در این مراسم فرمایشی شرکت نکرده، اما آنها به چشم خود دیده‌اند که بیش از ۲۰ دستگاه اتوبوس و دهها ماشین اداری و نظامی در روز تشییع جنازه، نظامیانی را از کرمانشاه به پاوه آورده‌اند تا به جای مردم پاوه، محوطه جلوی دوربین‌های صدا و سیما را پر کنند.

۱۳۹۰ فروردین ۲۲, دوشنبه

نفاق چیست؟ منافق کیست؟ قرآن و روایات در این باره چه می‌گویند؟

نفاق چیست؟ و منافق کیست؟ فراتر از برچسب‌زنی‌های سیاسی و تاریخ مصرف دار، قرآن و احادیث دینی درباره این مفهوم چه می‌گویند و چه کسانی و چه رفتارهایی را نشانه نفاق می‌دانند؟

آیا همانطور که در روایات آمده، می‌توان دروغ و فریبکاری و استفاده ابزاری از دین برای حقظ قدرت را مهمترین نشانه منافقان دانست؟ و آیا دروغگویان و تهمت‌زنان امروز و کسانی را که با سوء استفاده از قدرت، قصد حذف و طرد منتقدان خود را دارند، می‌توان مصداقی از منافق دانست؟ و نسبت نفاق با موضع‌گیری‌های دوگانه‌ای که این روزها در رفتار برخی ارباب قدرت رواج دارد، چیست؟

عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، محقق حوزه علمیه و عضو مجمع مدرسین و محققین، در یادداشتی به بررسی این موضوع پرداخته است. او دروغ، خلف وعده، خیانت در امانت، عمل نکردن به گفته‌های خود، تحمل نکردن صدای مخالف، استفاده ابزاری از دین و موضع‌گیری دوگانه در قبال مسائل خود و دیگران را از نشانه‌های منافقان می‌داند.

متن این یادداشت را در ادامه بخوانید:

واژه «منافق» و «نفاق» واژه ای است که در قرآن مجید و روایات مکرر به کار رفته و حتی در قرآن مجید سوره ای به نام «منافقون» و درباره آنان آمده و در آن به برخی از اعمال و ویژگی های آنان اشاره شده است. صفت نفاق در ادبیات اسلامی بسیار منفی و زشت شمرده شده به گونه ای که منافق بدتر از کافر و مشرک خوانده شده است)نساء/۱۴۵). همین امر باعث شده است که در طول تاریخ از این واژه بسیار استفاده شود و افراد و گروه های زیادی مخالفان خود را به این نام و صفت بخوانند و نظام ها و حکومت ها مخالفان و منتقدان خود را به این عمل و صفت متهم کنند. در این نوشتار برآنیم که به برخی از ویژگی های اصلی منافقان در قرآن و روایات اسلامی به اختصار اشاره کنیم.

کلمه نفاق به معنای «اظهار کردن مطلبی بر خلاف اعتقاد» است(المعجم الوسیط، ص۹۴۲). در اصطلاح دینی منافق کسی است که در باطن کافر است و در ظاهر مسلمان(قاموس قرآن، ج۷، ص۹۸). گویا این کلمه از ریشه نَفَق، به معنای نقب زیر زمینی که دو درب دارد، گرفته شده است(همان). به هر حال منافق به معنای دورو است، کسی که ظاهرش با باطنش فرق دارد و کسی که به چیزی که اعتقاد ندارد وانمود می کند که اعتقاد دارد. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «کسی که باطنش با ظاهرش ناسازگار باشد او منافق است، هر که می خواهد باشد»(بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۰۷).

منافق ویژگی هایی دارد که در اعمال و رفتار او آشکار و نمایان است. از جمله مهم ترین ویژگی های منافق مطابق آیات و روایات اسلامی امور زیر است:

۱-منافق از دین استفاده ابزاری می کند.

از مهمترین ویژگی های منافق این است که به دین یا اخلاق یا… اعتقاد قلبی ندارد اما وانمود می کند که اعتقاد دارد تا از این راه بهره ای ببرد. او خود را دیندار یا متخلق به اخلاق نیکو یا پایبند به قانون و حقوق انسان ها نشان می دهد تا در قلب انسان ها جا پیدا کند و بدین وسیله به قدرت برسد یا قدرت خود را مستحکم سازد یا به مال و ثروت و امور دیگر دنیوی برسد. قرآن مجید در مورد منافقین می فرماید: «آنان قَسَم های خود را چون سپری بر خود گرفته اند»(منافقون/۲). آنان قسم می خورند که ایمان دارند اما حتی قسم آنان سپری برای آنان است. به هر حال منافق کسی است که به چیزی اعتقاد ندارد ولی ادعا می کند که اعتقاد دارد تا از این راه بهره ای ببرد. و البته او چه بسا اشک هم بریزد و داد دین هم سر دهد. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «منافق، چشمانش در اختیار اوست، هر طور بخواهد گریه می کند»(کنز العمال، ح۸۵۴). اعمال و کردار منافق ریاکارانه است و دینداری او برای جلب توجه است(نساء/۱۴۲؛ کنزالعمال، ح۸۶۲).

۲-دروغ، خلف وعده، خیانت در امانت از ویژگی های منافق است.

در آیات متعددی از قرآن مجید این سه ویژگی به منافقان نسبت داده شده است. نفاق بر دروغ استوار است و منافق دائما در سخن و عمل خود دروغ می گوید. او وعده می دهد و عمل نمی کند و او امانت را رعایت نمی کند و در آن خیانت می کند. برخی از آیات قرآن خلف وعده و دروغ را و برخی آیات دیگر خدعه و حیله را از اعمال منافقین به حساب می آورد(توبه/۷۷؛ نساء/۱۴۲؛ منافقون/۱؛ حشر/۱۱و…).

پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «منافق کسی است که هر گاه وعده دهد خلف وعده کند… و هرگاه سخن بگوید دروغ گوید، و هرگاه امانتی به او سپارند خیانت ورزد»(بحارالانوار، ح۷۲، ص۲۰۷). آن حضرت می فرماید: «نشانه منافق سه چیز است؛ سخن به دروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت کند»(نهج الفصاحه، ص۵۳۷) و می فرماید: «سه چیز در هر که باشد منافق است، هر چند روزه بدارد و نماز بخواند و حج و عمره بگزارد و بگوید من مسلمانم. کسی که چون سخنی می گوید، دروغ گوید و چون وعده می دهد وفا نکند و چون امانت می گیرد، خیانت کند»(همان، ص۵۳۸).

امام سجاد(ع) می فرماید: «منافق…اگر سخنی به تو گوید دروغ گوید و اگر به تو وعده ای دهد، خلف وعده کند و اگر به او اعتماد کنی و امانتی سپاری به تو خیانت می کند»(الامالی الصدوق، ص۳۹۹).

۳-منافق از صدای مخالف هراسان است.

ویژگی دیگر منافق این است که وحشت زده است و هر صدایی را برای خود خطری احساس می کند و جلو آن را می گیرد. قرآن مجید درباره منافقان می فرماید: «یحسبون کل صیحة علیهم» هر فریاد و صدایی را به زیان خویش می پندارند(منافقون/۴). علت این امر این است که منافقان همیشه نگران هستند که ماهیت واقعیشان برای مردم آشکار شود و به همین جهت جلوی صدای مخالف را می گیرند. در حکومت منافقانه امویان هیچ صدایی به جز صدای مداحان حکومت به گوش نمی رسید. آنان علی(ع) و خاندان او را دشمن خود می دانستند و در حالی که در منابر هر سخنی و ناسزایی بر ضد این خاندان مجاز بود، گفتن جمله ای در مدح آنان ممنوع بود. به هر حال همه کسانی که منافقانه از دین استفاده می کرده اند از صدای مخالف وحشت داشته جلو آن را می گرفته اند. امام سجاد(ع) از خصوصیات منافق را این می شمارد که مخالف را بر نمی تابد و پشت سر مخالف خود بدگویی می کند(الامالی الصدوق، ص۳۹۹). به فرموده علی(ع) منافقان فقط مدح و ثنا را دوست دارند و آن را به همدیگر قرض می دهند و آن را از همدیگر انتظار دارند(نهج البلاغه، خ۱۹۳).

۴-منافق می گوید و عمل نمی کند.

ازویژگی های منافق آن است که دیگران را از اعمالی نهی می کند که خود آن ها را ترک نمی کند و دیگران را به اعمالی ترغیب می کند که خود انجام نمی دهد. امام علی(ع) می فرماید: «آشکارترین منافق کسی است که به طاعت خدا فرا خواند و خودش بدان عمل نکند و از معصیت بازدارد و خودش از آن باز نایستد» و می فرماید: «منافق ترین مردم کسی است که به طاعت خدا امر کند و خودش عمل نکند و از گناه باز دارد و خودش ترک نکند»(غررالحکم، ح۳۲۱۴ و ۳۳۰۹).

امام سجاد(ع) می فرماید: « منافق نهی می کند و خود نهی نمی پذیرد، به آنچه دستور می دهد خودش عمل نمی کند»(الامالی الصدوق، ص۳۹۹).

پس بارزترین و آشکارترین و رسواترین منافق کسی است که دیگران را به خاطر انجام همان کاری مواخذه می کند که خود بدتر از آن را انجام می دهد و دیگران را به خاطر ترک همان اموری محکوم می کند که خود ترک می کند و زیر پا می گذارد.

۵-منافقین موضع ثابتی ندارند.

قرآن مجید درباره منافقین می فرماید: «مذبذبین بین ذلک لا الی هولاء و لا الی هولاء» میان آن دو دو دلند نه با اینانند و نه با آنان(نساء/۱۴۳). پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «منافق همچون بزغاله ای است که میان دو گله سرگردان است»(نهج الفصاحه، ص۵۳۷).

از آنجا که منافق دین را برای خود دین و حق را برای خود حق و اخلاق را برای خود اخلاق نمی خواهد و تنها از آنها به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند، موضع ثابت و روشن و یکنواختی ندارد. نمونه این را در دنیای امروز به وضوح می بینیم. کشورها و نظام ها در رابطه با حوادثی که در نقاط مختلف دنیا رخ می دهد برخوردی دوگانه دارند و مطابق منافع خود موضع می گیرند. یک عمل را در یک کشور محکوم می کنند در حالی که همان عمل را در کشوری دیگر تایید یا توجیه می کنند. اما مومن واقعی مبنای ثابت و روشنی دارد چون مطابق حق سخن می گوید و موضع می گیرد و نه مطابق منافع خود.

در آیات و روایات ویژگی های دیگری نیز برای منافقان بیان شده است که ذکر همه آنها به درازا می انجامد. سخن را با دو حدیث از پیامبر خدا(ص) درباره خطر منافق برای جامعه به پایان می بریم: علی(ع) می فرماید رسول خدا به من فرمود: «من برای امتم نه از مومن می ترسم و نه از مشرک؛ زیرا مومن را خداوند به واسطه ایمانش جلوگیری می کند و مشرک را خداوند به سبب شرکش از پای در می آورد. اما ترس من از برای شما از منافق زبانبازی است که مطابق اعتقادات شما سخن می گوید و برخلاف آنچه معتقدید عمل می کند»(نهج البلاغه، نامه ۲۷). و آن حضرت می فرماید: «بیشتر از هر چیز بر امت خودم از منافق زبانباز می ترسم»(نهج الفصاحه، ص۵۳۷).

۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

تو را خدا ما چقدر بدیم تا امثال شما آقایان : پهلوی ، مهاجرانی،اکبر گنجی ، سروش و حتی کدیور دست از سر گچلمان بردارید

تو را خدا ما چقدر بدیم تا امثال شما آقایان : پهلوی ، مهاجرانی،اکبر گنجی ، سروش و حتی کدیور دست از سر گچلمان بردارید.
تو این گیر و دار که آقایان موسوی و کروبی تو حصر هستند این آقایان دم دمی مزاج فکر تاج و تخت خودشوند و یکی هیچ نقطه ی حاکستری ندیده (بماند که خ . ر همه زندگیش سیاهه) یکی گیر داده به امام زمان ، و من مانده ام
که این آقایان چقدر پر رو هستند.
در ثانی ما از حمایت های آبکی شما جز ضرر و زیان هیچ چیز دیگه ایی نصیب مان نشده برای خاطر خدا دست از سر ما ملت داغ دار بردارید.

آقای پهلوی انگار متوجه نیستی ! ما هیچ گونه از دیکتاتوری را نمی خواهیم

مبادا دوباره گول بخوریم.
ما یک بار تاج را برداشتیم و بجاش عمامه گذاشتیم در واقع ما خر شدیم بلانسب خر!
در اون روزها یک شعاری داشتیم که می گفت ما می گیم خر نمی خوام پالون خر عوض می شه ما می گیم شاه نمی خوام نخست وزیر عوض می شه
حالا هم آقای پهلوی وسط دعوا نرخ تعیین می کنه و با منت می گوید اگه بخواهید من شاه شما می شم و دوباره تاج و تخت از این مزخرفات راه می اندازم
شعار ما اینه که دیکتاتور از هر نوعش را نمی خواهیم نه این که دیکتاتور عوض کنیم.
حالا اگه خواستی بیا تو انتخابات شرکت کن اگه مردم مایل بودند برای 4 سال بهت رای می دهند تا شاید رییس جمهور بشی نه بیشتر.

۱۳۸۹ اسفند ۲۵, چهارشنبه

من نمی تونم رای بدم کمکم می کنید چه کار کنم

همین

جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف رهبر ایران را بدتر از قزافی دانستند

جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف رهبر ایران را بدتر از قزافی دانستند ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ شما به خوبی می دانید که دوران دیکتاتوری در جهان و به خصوص خاور میانه به پایان آمده و به همین دلیل حوادث مزبور را با وحشت و اضطراب دنبال می کنید. آیا سرنوشت بن علی و مبارک کافی نبود تا به خود بیایید و به رهنمودهای زعیم حوزه های علیمه و مرجع عالیقدر شیعیان جهان، حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی گوش فرا دهید تحول سبز: جمعی از طلاب حوزه های علمیه قم و نجف طی نامه سرگشاده ای خطاب به رهبر نظام سیاسی فعلی ایران، استبداد حاکم بر کشور را به مراتب بدتر از لیبی و مصر توصیف کرده اند. در این نامه شدیداللحن آمده است: ” آیا یک شبه آیت الله شدن و رهبری کشور را به عهده گرفتن برای جاه طلبی شما کافی نبود که اکنون فراموش کرده اید خود نیز موظف به تقلید یکی از مراجع تقلید شیعه هستید و با کمال وقاحت کوس مرجعیت می زنید و در تاریخ به عنوان یکی از غاصبین این مقام مقدس نام خود را رقم می زنید؟ مرحوم آیت الله العظمی منتظری قدس سره که در قبال کشتار دهه ۶۰ موضعی تاریخی گرفت و برای رضای خدا از قائم مقامی رهبری کنار کشید، شما را پدرانه از این بلند پروازی ها نهی نمود و جواب شما چیزی جز خصر خانگی برای ایشان، تخریب حسینیه و هتک حرمت ساحت مرجعیت نبود. البته در جمهوری به ظاهر اسلامی، حصر مراجع امری جدید نبود و آیات عظام مرحوم شریعتمداری و سید محمد روحانی اولین قربانیان این بی احترامی به ساحت مرجعیت بودند. ” در بخش دیگری از این نامه آمده است: ” شما به خوبی می دانید که دوران دیکتاتوری در جهان و به خصوص خاور میانه به پایان آمده و به همین دلیل حوادث مزبور را با وحشت و اضطراب دنبال می کنید. آیا سرنوشت بن علی و مبارک کافی نبود تا به خود بیایید و به رهنمودهای زعیم حوزه های علیمه و مرجع عالیقدر شیعیان جهان، حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی گوش فرا دهید. مرجع عالیقدری که با تمام فشار های گماردگان شما در قم و تهدیدهای شاگردان آقای مصباح یزدی، هرگز حاضر به دیدار شما نشد و فرمود اگر مایل به دیدار هستید می بایست تمامی زندانیان سیاسی را آزاد کنید، اعلام کنید که هیچ گونه صلاحیتی برای مرجعیت و حتی اجتهاد ندارید و از مردم ایران به دلیل کشتار ها، اعدام ها، شکنجه ها، تجاوزها و تهمت ها عذرخواهی کنید. ” متن نامه مذکور در پی می آید: بسمه تعالی جناب آقای سید علی خامنه ای! در آستانه سال نو و نوروز باستان و گرامی داشت سنت های اصیل ایرانی، توجه شما را به نکات زیر جلب می کنیم: ۱- بیش از دو دهه از دوران زمامداری حضرت عالی می گذرد. خوب یاد داریم که چگونه به پیشنهاد استاد بزرگوار مرحوم آیت الله العظمی منتظری قدس سره به دلیل فن بیان شیوا و تسلط در الفاظ به امامت جمعه موقت تهران گماشته شدید. خطیبی چون شما، به راحتی می توانست در آن روزها دل مردم عزیز را در شرایط سخت جنگ به دست آورد و شما با اتکا به دروغ پردازی ها در سومین انتخابات ریاست جمهوری، منتخب مردم شدید. روزنامه های آن زمان که در خفقان شدید به وجود آمده پس از انقلاب ۵۷، فقط و فقط ثناگوی حکومت جمهوری اسلامی بودند را حتما به یاد دارید که حجت الاسلام خامنه ای را رییس جمهور اعلام کردند. درگذشت مرحوم آیت الله خمینی را نیز به یاد داریم که چه گونه یار دیرین شما، آقای هاشمی رفسنجانی، که امروز او را نیز تحمل نمی کنید و از ریاست مجلس زینتی خبرگان حذف نمودید، به یکباره شما را با جعلی فاحش از قول آقای خمینی، برای اولین بار آیت الله خواند و رهبری کشور را در به عنوان مقام جعلی و بدعت فاحش ولایت فقیه به شما سپرد. ۲- رحلت مرحوم آیت الله العظمی اراکی را به خاطر دارید؟ و خوب می دانید که چگونه چماق به دستان را به قم فرستادید و با کودتایی ننگین در حوزه علمیه قم، اعضاء جامعه جعلی مدرسین حوزه علمیه قم را وادار کردید تا نام شما را هم در ردیف با مراجع تقلید قرار دهند. ۳- آیا یک شبه آیت الله شدن و رهبری کشور را به عهده گرفتن برای جاه طلبی شما کافی نبود که اکنون فراموش کرده اید خود نیز موظف به تقلید یکی از مراجع تقلید شیعه هستید و با کمال وقاحت کوس مرجعیت می زنید و در تاریخ به عنوان یکی از غاصبین این مقام مقدس نام خود را رقم می زنید؟ مرحوم آیت الله العظمی منتظری قدس سره که در قبال کشتار دهه ۶۰ موضعی تاریخی گرفت و برای رضای خدا از قائم مقامی رهبری کنار کشید، شما را پدرانه از این بلند پروازی ها نهی نمود و جواب شما چیزی جز خصر خانگی برای ایشان، تخریب حسینیه و هتک حرمت ساحت مرجعیت نبود. البته در جمهوری به ظاهر اسلامی، حصر مراجع امری جدید نبود و آیات عظام مرحوم شریعتمداری و سید محمد روحانی اولین قربانیان این بی احترامی به ساحت مرجعیت بودند. ۴- شما به خوبی می دانید که دوران دیکتاتوری در جهان و به خصوص خاور میانه به پایان آمده و به همین دلیل حوادث مزبور را با وحشت و اضطراب دنبال می کنید. آیا سرنوشت بن علی و مبارک کافی نبود تا به خود بیایید و به رهنمودهای زعیم حوزه های علیمه و مرجع عالیقدر شیعیان جهان، حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی گوش فرا دهید. مرجع عالیقدری که با تمام فشار های گماردگان شما در قم و تهدیدهای شاگردان آقای مصباح یزدی، هرگز حاضر به دیدار شما نشد و فرمود اگر مایل به دیدار هستید می بایست تمامی زندانیان سیاسی را آزاد کنید، اعلام کنید که هیچ گونه صلاحیتی برای مرجعیت و حتی اجتهاد ندارید و از مردم ایران به دلیل کشتار ها، اعدام ها، شکنجه ها، تجاوزها و تهمت ها عذرخواهی کنید. ۵- شما نمونه ای کامل تر از دیکتاتور جنایتکار لیبی، معمر قذافی در ایران هستید که برای دو روز حکومت بیشتر و غارت بیت المال و منابع ایران، حاضر به انجام هر گونه جنایت هستید. شما برای مداحان و ثناگویان بارگاه خلافت غصبی خود، بی حساب از اموالی که می بایست صرف هزینه آبادانی و سازندگی کشور شود، خرج کردید و اخیرا برای باج دهی به گماردگان خود در مجلس زینتی خبرگان، مجلس و شورای نگهبان را به لغو بازرسی اموال ایشان پس از دوره عضویت در این مجلس امر نموده اید. ۶- شما امروز به کجا رسیده اید؟ قذافی را ببینید که چگونه طومارش در نوردید و به زور سلاح و جنگ افزارهای پیشرفته، فقط کنترل چند شهر را در اختیار دارد. شما در این روزها به صورت مداوم دم از آزادی اعتراضات در کشورهای عربی و اسلامی می زنید، در حالی که در مقابل خیزش آزادی خواهانه ملت غیور ایران، درمانده اید. شما وحشت زده، برای تظاهرات قانونی مردم ایران، که نه سلاح دارند و نه شعاری مغایر دین می دهند، صد ها هزار نیرو را با پول بسیج کرده اید و این خود نمایانگر ضعف شماست که می دانید اگر اندکی آزادی برای اعتراضات و تظاهرات در ایران داده شود، ده ها میلیون ایرانی برای حقوق از دست رفته خود، توسط شما و اعوان و انصار شما به خیابان ها می آیند و یک دل و یک صدا چون دیگر کشور ها، خواهان تغییرات اساسی در حکومت سراسر دروغ شما و پایان حکومت ظلم و جور خواهند بود. ۷- بدون شک، ترس شما از بیداری جامعه، امروز باعث شده است، محدودیت های بسیاری را برای دانشجویان و دانشگاهیان به وجود آورید. شما از بیداری دانشگاه ها می ترسید. شما در خیال خام خود، حکومت را با زور و تزویر به وجود آورده اید. گویی فراموش کرده اید که الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. ۸- شما حوزه های علیمه را مستعمره خود قرار داده اید و استقلال آن را کامل از بین برده اید. گماردگان شما با استفاده از اموال بیت المالی که شما به آنان هدیه می کنید، در حال تخریب کامل وجهه روحانیت هستند و به جای کار دینی و فقهی، مشغول فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی کردن حوزه علمیه قم هستند. ۹- آیا میدانید داستان کسانى که غیر از خدا دوستانى اختیار کرده‏اند همچون عنکبوت است که خانه‏اى براى خویش ساخته و در حقیقت اگر مى‏دانستند سست‏ترین خانه‏ها همان خانه عنکبوت است؟ شما مصداق بارز این افراد هستید. در حالی که به خوبی می دانید هرگز مسیرتان برای رضای خدا نیست و فقط برای حکومت بر مردم مظلوم است. ۱۰- لکه ننگ تجاوز در زندان ها، ضرب و شتم مردان و زنان، کشتن غیور ایرانیان، غارت بی حد و حصر بیت المال و هتک حرمت اسلام و ساحت مرجعیت در کارنامه زمامداری شما پاک نشدنی است. حکومت شما به اسم دین و در لوای فقه اسلامی کوشید اصل امر به معروف و نهی از منکر را از جوهره سیاسی و نقادانه خود تهی کند. آقای خامنه ای! ما اعضاء جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف(متقن) بر اساس تکلیف شرعی با قدرت تمام در مقابل استبداد دینی حاکم بر کشور می ایستیم و وظیفه الهی خود می دانیم تا در این راستا شما را به عواقب دنیوی و اخروی ظلم ها و جنایاتتان هشدار دهیم. ما اعلام می داریم که دین جز لقلقه ای بر زبان شما نیست و با کمال عدم مشروعیت فقهی و الهی حتی در مملکت داری خویش همه شرایط مقبولیت و مشروعیت را از دست داده اید، در حالی که برای رسیدن اهداف نا مقدستان از زیر پا گذاشتن آن مبانی شرعی و الهی اعم از اهتمام حفظ خون و آبرو و ناموس شهروندان در جهت حفظ قدرت دو روزه خود از هیچ جنایتی ابا ندارید. آقای خامنه ای! ما شما را بار دیگر به برندازی و وهن اسلام متهم می کنیم. شما با بی کفایتی در حکومت داری، به خودی خود از مقام رهبری معزولید و حتی به دلیل اشاعه کذب و خرافات در جامعه شرط عدالت را برای امامت نماز جماعت ندارید و نماز خواندن پشت سر شما، با ادله قطعی شرعی باطل است. آقای خامنه ای! شما با رفتار غیر شرعی و غیر انسانی خود روحانیت را که در طول تاریخ پناهگاه مردم بود، امروز از آنها چهره ای آدم کش و دروغ پرداز ساخته اید. ائمه جمعه منصوب شما در شهرهای مختلف، به جای هدایت مردم به سوی خدا و دعوت به اخلاق، با فحاشی و وقاحت و بی تقوایی به صدور احکام غیر شرعی و غیر قانونی می پردازند و به منفور ترین چهره های تبدیل گشته اند. آقای خامنه ای! شما در قبال تمامی اتفاقات مسئولید و باید پاسخگوی رفتار خود باشید. از چه می ترسید که افراد دلسوزی چون حجت الاسلام و المسلمین شیخ مهدی کروبی که سال ها ریاست مجلس شورای اسلامی را داشت و از افراد مورد اعتماد مرحوم آیت الله خمینی بود و همچنین مهندس میرحسین موسوی که نخست وزیر دوران دفاع مقدس از کیان کشور بود و مورد تأیید و منصوب شخص ایشان بود، به بازداشت برده اید. کوچکترین حقوق شهروندی این دو عزیز همراه با همسران مکرمه، مؤمنه و وفادارشان خانم ها فاطمه کروبی و زهرا رهنورد، را سلب کرده اید و فرزندانشان را به حسرت دیدار والدین گذاشته اید. البته که از نفوذ آن ها در دل مردم آگاهید و می دانید که ملت ایران به داشتن چنین افرادی و دیگر استواران راه آزادی زندانی در زندان های جمهوری اسلامی افتخار می کند. آقای خامنه ای! شما امروز کاری کرده اید که در جامعه، زندانیان به عنوان قهرمانان آزادی خواه به حساب می آیند. آزاد مردان و شیر زنانی که در راه احقاق حق، سکوت نکرده اند و با تمام قوا، با جان و مال و ناموس خود در مقابل دیکتاتوری و استبداد دینی ایستاده اند و از هرگونه شکنجه و اعدام هراسی ندارند. آقای خامنه ای! سال ۱۳۹۰، به لطف خداوند سالی پر از پیروزی برای ملت ایران در راه است که با فکر نو و تاکتیک های مبارزاتی جدید به سرانجام خوش که همان آزادی کامل و جدایی دین از سیاست است، خواهند رسید. ما شما را به سیر در تاریخ و تأمل و تدبر در عاقبت ظالمان و جنایات کاران فرا می خوانیم و بدانید که آتش خشم ملت ایران فردا همراه با طنین الله اکبر لرزه بر تمام اندام شما و حامیان شما خواهد افکند. و من الله التوفیق

۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

با یک فریاد الله اکبر تن دیکتاتور را بلرزان

جان هر کی دوست داری فردا بیا تو صحنه ، اگه غفلت کنی به خودت و خون شهدا خیانت کرد ه ایی!
با یک فریاد الله اکبر تن دیکتاتور را بلرزان
چون دیکتاتور از الله اکبر ما بدش می آید پس محکم تر بر سرش فریاد کن
فردا روز چهارشنبه سوری ، روز دیکتاتور سوزی است

خانه ما روی باریکه غزه نیست

خانه ما روی باریکه غزه نیست و من هرگز در میدان تحریر چادر نزدم و هر چه فکر می کنم اسم کشورم نه مصر بود و نه تونس و نه لیبی .

من اسلحه ای ندارم ، هرگز نارنجکی درست نکردم و به هیچ چیز نه سنگی پرتاب کرده ام و نه آتشی رو به کسی گشوده ام
  
دنیای من پر از رنگین کمان و بادبادک بود. و دل نگرانیم ماهی های سرخ کوچکی که تنگشان تنگ است و دلواپس لاک پشت هائی بودم که این روزها از زیستگاهشان دور می افتند.


روزهای آخر اسفند است و من گمان کرده بودم که بهار در راه است و تخم مرغ های کوچک را رنگ می کردم. روزهای آخر اسفند است و من خیال کرده بودم که نوروز نزدیک است و گندم های خیس را لای پارچه می گذاشتم و سکه و سنجد جمع می کردم برای ظرفهای سفالی .
در حیاط را زدند ،سربازی بود و سربازانی.
پرخاش و خشونت و فحاشی. همسایه در گشود.
ترسید و حکم خواست و چرائی پرسید.

دقایقی بعد اما از دیوارهای خانه بالا آمدند با طناب و نردبان. و پشت بام به پشت بام پریدند.و من نمی دانم آنها دزد بودند یا پلیس دروغین ویا حافظان ناموس و امنیت! و من نمیدانم آنها هموطن بودند و همزبان ویا تاریخ گشوده شده بود و ترکان  تتار و سربازان مغول سر رسیده بودند.
جرم همسایه ها آسمان بود. آسمان و امواجی که از آسمان می گذرد.

کوفتند و در هم شکستند نابود کردند.
سفره هفت سین من هزار پاره شد
تنگ ماهی های قرمز شکستو سبزه پیش از آنکه بروید، خشک شد.
و من تازه فهمیدم خانه ما روی باریکه غزه است

۱۳۸۹ اسفند ۲۰, جمعه

کودکان جنگ

خدایا چه رنجی است انسان بودن؟ زنده بودن و دیدن ؟



گرسنگی باعث وقوع اتفاق های غیر منتظره می شود



اگر من جای او بودم چه ؟


هم پایش، هم شکمش..





چه وصفی می توان کرد ؟ وقتی بچه ها گروگان باشند

چه قدر دردناکِ که انسان از بودنش شرم داشته باشه






می برم جسم سرد برادر خردسالم را


می کشم جسم سرد مادرم را – کیست که با من هم دردی کند



مختار:هیچکس حق ندارد به مخالفان ما توهین ،هتاکی و فحاشی کند

در سریال مختارنامه ، مختار پس از پیروزی گفت:هیچکس حق ندارد به مخالفان ما توهین ،هتاکی و فحاشی کند. درست مثل مملکت ما

مبادا ما هم کوفی شویم

مبادا ما هم مانند کوفیان نسبت به حسین عهدشکنی کنیم
تاریخ ثبت می شود و ما تنها باید تصمیم بگیریم که کدام روش را می پسندیم زندگی با ذلت و یا مرگ با عزت

۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

محمود! به هسته ای رسیدی خوش باش یک هاله به دور کله دیدی خوش باش



محمود! به هسته ای رسیدی خوش باش

یک هاله به دور کله دیدی خوش باش

بنگر که کشیده نرخها سر به فلک


بر هیکل اقتصاد ریدی خوش باش !







باز محمود با کنایه


اندکی قدّ و یه هاله


سر خوش از وضع زمانه


نفت شصت و نه دلاری


سال 60 ملیارد دلاری

 

با سفرهای فراوان


ساخته از خود فسانه


می برد پول از خزانه


می دهد دائم حواله


می خورد از مال مردم


می پَرد بر دوش مردم

 

می دهد دائم شعارِ


مهرورزی ، عدل خواهی!


خلق ثروت ، محو نکبت !


دین پناهی ، سادگی ، بی قید و بندی!


چون به جدّ ، می نگری ، امّا تمامی :


تندخویی ، جنگ خواهی!


پخش فقر و بی نوایی !


لودگی ، مردم فریبی ، بی خیالی!


هسته ای این طبل خالی!










نامه هایی کودکانه ، سر گشاده ، احمقانه
مملو از پند و عتاب و ادّعا ، پر از کنایه


می نویسد او برای حاکمان این زمانه !


آخر ای مجنون سر مست


هیچ آیا تا کنون امّا


مروری کرده ای بر وضع و حال این کرانه ؟


هیچ اندیشیده ای آیا


که از روی محبت


گر یکی از آن اجانب


نامه ای بهرِ تو و این دولتِ جل الخلایق


در بیان درد و رنج و حال و روزِ مردمِ بس مفلسِ این سرزمینِ پر بلا و
مشکلِ خاور میانه



با همان سبک و سیاقِ هادیانه


پر غرور و پر اِفاده ، پر زِ ایراد و کنایه


انشا کند ، پخشش کند


در خیلِ انبوه رسانه ، ماهواره ، روزنامه


پاسخی داری برایش ؟


آسمان امروز دیگر نیست نیلی


یادم آمد از فلسطین


از بلندی های جولان


از دلار و پول نفت و نقشِ ایران


اندرون جیب و در کاشانة آن جیره خواران










از هولوکاست وحماس و نقشه بی صهیونیستِ گوشة خاور میانه


حرف های قلدرانه ، احمقانه ، خود سرانه


پر هزینه ، پر ضرر ، بی فایده ، بَس ناشیانه


از رجاییِ زمانه ،


باورش گشته که هست او :




یک پدیده ! معجزه در این هزاره !


یک دو سه مزدورِ پرگو


در کنارش نیز، هر دم


می روند این سو و آن سو


می کنند از او ستایش ، همچو ناجیّ ِ زمانه


لیک امّا


اندرون مملکت آنچه نمایان


سایه شوم فساد و نکبت و فقر و فغانِ بینوایان


با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو


گه به این سو گه به آن سو


دور می گشتم زخانه


در میان مدح و روضه


اندرون بحث و شورا و کلاس و مدرسه واندر رسانه










می شنیدم دم به دم


از هر فکور و صاحب اندیشه و جزئی اراده


داستانهای مخوفی بهر این ملک فِتاده










می شنیدم


از لب شیرین پیران خردمند


مستمر این برترین و بهترین پند :


آه ای خوش باوران کم سوادِ پر افاده


این چنین بی فکر و تدبیر و درایه


مرز و بوم و مملکت کردن اداره


آخر ای مستان قدرت ، این روش تا کی ادامه؟


اندک اندک رفته رفته


تیرگی ، افسردگی ، بیچارگی،درماندگی


بر پهنه این کشتی در گل نشسته ،


گشته چیره


حیف امّا کز سر خیره سری ، خود محوری ، کوته خیالی


در نگاه این جماعت


جملگی اندیشمندان زمانه


یا که مزدورِ اجانب ، عامل و بوق بیگانه


یا که اهل پول و مایه، مافیای مسکن و بانک و قاچاق ، تحت الحمایه
هر که باشند ، از برای خیرخواهی


هرچه گویند و نویسند


غیر مسموع و زیاده !


ای دریغ از یک جواب صادقانه! عالمانه!


آری اینک


جهل او چون تیغِ برّان


می زند از بن


نهالِ جاودانِ اقتصاد و علم و تحصیل و اراده










می شنیدم اندر این دوران پر رنجی که دانی


رازهای تلخی از آینده این خاکِ پاکِ باستانی











بشنو از من ، کودکِ من


از زبان مامِ میهن :


مرز و بوم پاک ایران


پرگهر مهد دلیران


خطة یکتاپرستان


سرزمین مهر و ایمان


یک رئیس جمهور نادان


کـــرد ویـــــران ! کـــرد ویـــــران ! کـــرد ویـــــران

۱۳۸۹ اسفند ۱۶, دوشنبه

آقای خاتمی زنده ایی؟

آقای خاتمی من از این سکوتت نگرانم؟

برادر عرزشی من یک گمراهم هدایتم کن

برادر عرزشی  من گمراهم لطف کن منو هدایت کن چون اگه قانع نشم فردا تو خیابان می یام خرید.
چرا الله اکبر کشورهای عربی قیام کرده نشانه خیزش اسلامی اونهاست، و الله اکبر مردم ما نشانه فتنه است ؟
چرا رهبر مادام العمر اونها دیکتاتور است و رهبر مادام العمر ما نه؟

۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

هر ایرانی یک رهبر؛ به ادامه راهی که در پیش داریم بیاندیشیم

هر ایرانی یک رهبر؛ به ادامه راهی که در پیش داریم بیاندیشیم




چکیده :ما بار دیگر به حاکمیت هشدار می دهیم که تداوم بازداشت رهبران جنبش و خشونت و ارعاب خیابانی به رادیکال تر کردن فضا دامن می زند، به نظر می رسد که بخشی از حاکمیت بقا و دوام و نفع خود را درخشن تر کردن فضای جامعه می بیند و تلاش در به خشونت کشیدن مردم فهیم جنبش سبز دارد تا بتواند بهتر اهداف خود را پیش ببرد، لذا از مردم هوشیار جنبش بزرگ سبز ایران می خواهیم که مرام و مسلک مسالمت آمیز خود را کنار نگذارند و همچون همیشه هوشمندانه در برابر تحریکات ایستادگی...


جوانان احزاب اصلاح طلب در اعتراض به حصر رهبران جنبش و خشونت علیه مردم در دومین بیانیه ی خود آورده است: مشاهدات و تصاویر حرکت اعتراضی مردم در شامگاه سه شنبه دهم اسفند متاسفانه نشان از استفاده گسترده غیر قانونی و غیر اخلاقی حاکمیت از کودکان و نوجوانان در فعالیتهای سرکوبگرانه و خشن نظامی داشت. کودکانی که لباس فرم به آنها پوشانده و مسلح به انواع تجهیزات نظامی شده بودند. این اقدام مجموعه حاکمیت ناقض تمامی معاهدات بین المللی در زمینه حقوق کودکان است و یک بار دیگر نشانگر عدم تعهد آنان به تمامی اصول اخلاقی انسانی و دینی است.
جوانان اصلاح طلب در بخشی از این بیانیه با اشاره به آنکه مشاهدات نشان می دهد حاکمیت برای مقابله با مردم به مرحله استیصال رسیده و چاره ای جز به مسلخ فرستادن کودکان فریب خورده و تطمیع شده پیدا نکرده است، تاکید می کند: از نهادهای مسئول بین المللی درخواست کنیم که در این باره واکنش لازم برای بازداشتن حکومت ایران از این رفتار به شدت غیر انسانی را نشان دهند.
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر می باشد:
به نام خداوند امید و آزادی
“از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست.”
“میرحسین موسوی”
مردم شریف و بزرگ و آزاده ایران، حضور سراسر شور و شعور شما در روز ۱۰ اسفند در اعتراض به بازداشت یاوران سبزمان میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و فاطمه کروبی برگی زرین در تقویم سبز ایستادگی ما بود. در این روز با وجود افزایش فشارها و تحدید ها و خشونت های غیر انسانی ِ بازوی نظامی کودتاگران، بار دیگر در کنار هم نشان دادیم که برای آرمان و عقیده مان استوار ایستاده ایم و از رهبران و یاورانمان در هر شرایطی حمایت می کنیم و آنها را تنها نمی گذاریم.
به خوبی به یاد می آوریم که موسوی عزیز در ابتدای حضور در صحنه انتخابات شعار هر ایرانی یک ستاد را داد، در آن زمان این حرف ِ نو شاید به مذاق بعضی از ما خوش نیامد، اما این حرف موسوی یک شعار نبود بلکه نشان از باور عمیق او به توانمندی و خلاقیت تک تک مردم داشت، با این بیان ِ موسوی بار دیگر خلاقیتی که به طرق گوناگون در سطوح مختلف جامعه سرکوب شده بود بیدار و به تدریج شکوفا شد، تا جایی که اکنون می بینیم هر ایرانی یک میرحسین است، هر ایرانی یک کروبی است، هر ایرانی یک رهنورد است و هر ایرانی یک رهبر برای جنبش است. می بینیم که هر ایرانی می اندیشد و ایده می دهد و در کنار همه این تکثر ها به برآیند نظر جمع احترام می گذارد. آری، اینک بر ماست در این زمانه ظلم، که ارتباط ما با رهبران جنبش قطع شده است با شعار هر ایرانی یک رهبر به ادامه راهی که در پیش داریم بیندیشیم، و به روشنگری و آگاهی بخشی لایه های مختلف مردم اقدام کنیم و به بزرگتر و فراگیر تر کردن اندیشه سبزمان بپردازیم و با تکیه بر خرد جمعی راست قامت تر از پیش در مسیر دستیابی به آزادی و شرافت و عزت گام برداریم تا بزودی ایران را برای همه ایرانیان، در هر کجای جهان و با هر اندیشه و مسلک و دین و آیینی وطن و مامن کنیم.
هموطنان عزیز
مشاهدات و تصاویر حرکت اعتراضی مردم در شامگاه سه شنبه دهم اسفند متاسفانه نشان از استفاده گسترده غیر قانونی و غیر اخلاقی حاکمیت از کودکان و نوجوانان در فعالیتهای سرکوبگرانه و خشن نظامی داشت. کودکانی که لباس فرم به آنها پوشانده و مسلح به انواع تجهیزات نظامی شده بودند. این اقدام مجموعه حاکمیت ناقض تمامی معاهدات بین المللی در زمینه حقوق کودکان است و یک بار دیگر نشانگر عدم تعهد آنان به تمامی اصول اخلاقی انسانی و دینی است. مضاف بر آنکه نشان می دهد حاکمیت برای مقابله با مردم به مرحله استیصال رسیده و چاره ای جز به مسلخ فرستادن کودکان فریب خورده و تطمیع شده پیدا نکرده است. از این رو لازم می دانیم از نهادهای مسئول بین المللی درخواست کنیم که در این باره واکنش لازم برای بازداشتن حکومت ایران از این رفتار به شدت غیر انسانی را نشان دهند.
همچنین ما جوانان احزاب اصلاح طلب ضمن تشکر و سپاس از مراجع شجاعی که مردم را تنها نگذاشته اند و همواره در کنار مردم بوده اند از دیگر مراجع عزیز می خواهیم که همچون گذشته به صحنه بیایند و وظیفه تاریخی و دینی خود را فرو نگذارند و سکوت خود در برابر رفتارهای غلط و خشن حاکمیت با مردم و هزینه کردن بیت المال برای سرکوب مردم را بشکنند و به مردم بپیوندند. مراجع عالی قدر، ما شما را پیرو امامانی می دانیم که همواره در سختی ها در کنار مردم و در صف اول مقابله با ظلم ایستاده اند، و نیز در طول تاریخ پر فراز و نشیب ایران بارها دیده ایم که روحانیت و مراجع چگونه با فتواهایی که علیه ظالمین داده اند لایه های مختلف جامعه را نسبت به ظلم و ظالمین حساس تر کرده و نیز وجاهت دین های ابزاری حاکمان را از بین برده اند. ما به همراه فرزندان کروبی و موسوی از شما می خواهیم که در برابر بازداشت غیر قانونی و غیر دینی و غیر انسانی رهبران جنبش و نیز سایر زندانیان مهر سکوت را از لبان خود برداشته و تذکرات دینی و اخلاقی لازم را بدهید، اجازه ندهید که عده ای دین را ابزاری برای هوس های دنیوی و قدرت طلبی های خود کنند و از طریق آن کودکان و جوانان را ابزار حفاظت از جاه و مقام خود کنند و بی گناهان را روانه زندان کنند وخون پاک مردم را بر زمین بریزند، به راستی حفاظت از دینی که در ایران چنین به مسلخ قدرت رفته است وظیفه کسی جز شماست؟ ما دور نمی بینیم زمانی را که تیر این مستان قدرت گریبان مراجع و روحانیانی که جز تایید آنان حرفی بر زبان می آورند را بگیرد. از شما می خواهیم که سکوت خود را بشکنید و به این رفتارهای غلط و غیر اسلامی و غیر انسانی اعتراض کنید و باور داشته باشید که همراهی حقطلبانه شما با مردم، با در نظر گرفتن همه اصول دینیتان، همراهی عظیم مردم با شما را در پی خواهد داشت.
در پایان با یادآوری این گفته فرزندان ستودنی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که ” با اطمینان به استقامت و همت و مهرورزی مردم بود که والدینمان خرداد ۸۸ دل و جان به راهی دادند که ناهمواری و تلخیش از پیش حدس زدنی بود. آنها چنان که می بایست و سزاوار راستگویان بود بر عهد دیرین خود با خدای خود و شما باقی مانده اند” ما نیز اعلام می کنیم که در این مسیر تنهایشان نمی گذاریم و به امید خدا ما نیز به همراه مردم بر عهد خود با خدا و ایشان باقی خواهیم ماند و به زودی آزادی آنان و دیگر زندانیان و ایران عزیزمان را جشن خواهیم گرفت.
ما بار دیگر به حاکمیت هشدار می دهیم که تداوم بازداشت رهبران جنبش و خشونت و ارعاب خیابانی به رادیکال تر کردن فضا دامن می زند، به نظر می رسد که بخشی از حاکمیت بقا و دوام و نفع خود را درخشن تر کردن فضای جامعه می بیند و تلاش در به خشونت کشیدن مردم فهیم جنبش سبز دارد تا بتواند بهتر اهداف خود را پیش ببرد، لذا از مردم هوشیار جنبش بزرگ سبز ایران می خواهیم که مرام و مسلک مسالمت آمیز خود را کنار نگذارند و همچون همیشه هوشمندانه در برابر تحریکات ایستادگی کنند.

فاالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین
جوانان احزاب اصلاح طلب

۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

بی خیال موسوی و کروبی ، طلا را بچسب

حالا که دیگه موسوی و کروبی را دستگیر کردند ،  بی خیالی طی کنیم  درست مثل شیوا نظر آهاری که یادمون رفت !
اصلا شیوایی هم بوده ، درست مثل ندا که انگار نه انگار خون پاکش به زمین ریخته شد. اصلا محمد نوری زاد هم مگه وجود داشت؟
نه عزیزم به من چه که دیگران تو زندان باشند. مگه من گفتم برید جلو حرف حق بزنید من زمانی حرف می زنم که مالیات م زیاد بشه. من زمانی اعتصاب می کنم که جیبم خالی بشه، من زمانی داد می زنم که دوتا خانم کمتر ازم طلا بخرند اصلا گور پدر انقلاب و هر چی انقلابیه من فقط پول را می خوام حالا هر کی می خواد واسه آزادی گشته بشه به من چه.
نه به خدا این راهش نیست حالا اگه فکر موسوی و کروبی نیستید به فکر 17 زن در بند باشید. ببینید این کفتاران با دختر رییس خبرگان در ملا عام چه کردند پس وای به حال دختران و زنان بی پناهی که ما زود آنها را فراموش کردیم.
فقط از بی غیرتی عربها می گوییم ولی حاشا به غیرت خودمون از مرجع بی خاصیت و ترسو گرفته تا بازاری سودجو
زیاد به دل نگیرید بغضی بود که شکست و اشکی بود که ریخت.
17 اسفند یاد 17 زن زندانی سیاسی را گرامی میداریم

خارجیه میره مسجد

خارجیه میره مسجد ، می بینه غذا میدن ، میگه مگه اینجا نماز نمی خونن ؟ میگن اگه نماز میخوای برو دانشگاه تهران ، میگه مگه اونجا دانشجوها درس نمی خونن ؟ میگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمندانه برو زندان اوین ، میگه مگه اونجا دزدها و کلاهبردارا رو زندونی نمیکنن ؟ میگن زکی !! پس مملکتو کی اداره کنه ؟

بالاخره من پایین ترینی ، بالاترینی شدم

خیلی طول کشید تا به این آرزوبرسم، ولی بهر حال عملی شد.


۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

روز خيزش فرا رسيد؛ سكوت خيانت است ,بابک داد



سران جنبش سبز و همسران مقاومشان را در زندان حشمتيه تهران به اسارت برده اند. فاطمه كروبي و زهرا رهنورد را مي گويم. ميرحسين موسوي و مهدي كروبي را مي گويم. آنها بدون اراده و بدون ابراز وفاداري اين ملت، هرگز زنده از زندان و شكنجه گاه حشمتيه كه زماني اردوگاه اسراي بعثي بود، بيرون نخواهند آمد. اين حكومت آدمكش را بايد مجبور كنيم و بايد به زانو درآوريم تا به آزادي همه اسرا و زندانيان عقيدتي و سياسي تن دهد، و تا آزادي همه كساني كه جان بر سر آزادي و حق انتخاب ملت گذاشته اند مبارزه را ادامه بايد بدهيم.

خدايا تو مي داني، براي دفاع از كساني كه زندگي و خاندانشان را بر سر حق طلبي گذاشتند و قمار كردند، سكوت مردم چه خيانت نابخشودني و بدفرجامي است. همه ما شاهدان اين ميدان حق و باطل بوديم و هستيم. ميرحسين موسوي و مهدي كروبي و همسران بزرگوارشان زهرا رهنورد و فاطمه كروبي نشان دادند پايداري بر حق يعني چه؟ پايداري بر خواسته هاي برحق يك ملت يعني چه؟و اينك نوبت ماست. هيچ اختلاف سليقه اي و هيچ تفاوت سياسي و اعتقادي، نبايد ما را از هدف اصلي منحرف كند. هدف اصلي ما بايد براندازي ديكتاتوري خودكامه ايران؛ يعني سلطنت فقيه و محاكمه شص خامنه اي و ياران خيانتكار او باشد. و سپس برقراري حكومتي با رأي و رفراندوم مستقيم ملت. گشودن درب زندانها، مي تواند قدم اول يا دوم ما باشد.

آي ملتي كه عمري كوفيان عراق را بابت تنها گذاشتن حسين بن علي (ع) ملامت و سرزنش كرده ايد، به خدا كه در اين شرايط، ايران عاشوراست و حشمتيه و تهران كربلاست. چه فرقي دارد؟ اينجا هم حقي را سر مي برند تا باطلي را بر تخت خلافت ناحقش باقي نگه دارند.

آي مردم! تا داغ ننگ سكوت بر پيشاني مان حك نشده، فرياد بزنيم كه امروز سكوت هر ايراني خيانت است. و خيانت به حق، تاوان سنگيني دارد. تاواني كه تصورش هم دردآور است. در اين شك نكنيد

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

بیانیه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صانعی (مدظله العالی)پیرامون وقایع سیاسی اخیر


بسمه تعالی
« وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَار »                
در چند هفته اخیر شاهد اتفاقاتی هستیم که هر چند در گذشته نیز سابقه داشته است اما روند بعضی از این اقدامات از نوادریست که با هیچ یک از موازین شرعی، قضایی، حقوقی و اجرایی هماهنگی نداشته و ندارد؛ در صورتی که قدرتهای استبدادی نیز از برگزاری دادگاه و استناد به قوانین کشور و اجازه دفاع به متهم (هرچند به صورت محدود) در جهت گرفتن قیافه قانونمداری و حاکمیت قانون استفاده می نمودند.
هنوز فراموش نکرده ایم که دادگاههای سیاسی در رژیم گذشته، فارغ از احکام ظالمانه و فرمایشی بودن آنها مانند دادگاههای نظامی دکتر مصدق و فدائیان اسلام و دهها محاکمه سیاسی دیگر، چگونه برگزار می شد و متهمان چگونه از اعمال و افکار خود دفاع می کردند که خود حکایت از این توجه در سیستم حقوقی و قضایی دارد.
با این حال پس از سی سال از انقلاب اسلامی که شعار آن حاکمیت آزادی و جمهوریت بر مبنای موازین اسلام و نفی استبداد بود، شاهد حملات مکرر غیر اسلامی و انسانی به معترضان سیاسی و حبس آنها هستیم و ناباورانه می بینیم که شخصیت های خدومی همچون زبدة السادات و الاخیار، ذوی العز و الاحترام؛ جناب آقای مهندس میر حسین موسوی و همسر مکرمه و فاضله ایشان و یار دیرین و معتمد امام، حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ مهدی کروبی و همسر مکرمه ایشان بدون برگزاری هر گونه دادگاه و محکمه ای (هرچند صوری) و بدون اجازه دفاع به آنها در حصر خانگی با محرومیت از حقوق اولیه انسانی، قرار می گیرند. اعمال و رفتاری که نشان از درماندگی و ضعف سیاسی عاملان و آمران آن از اقناع افکار عمومی دارد.
جای بسی تاسف و تعجب است که برخی از افراد، اعتراض معترضین سیاسی را در جامعه فاقد هرگونه پایگاه و جایگاهی دانسته و آنرا دروغ و حیله پنداشته ولی با داشتن تمامی قدرتهای تبلیغی و رسانه ای از برگزاری یک دادگاه صالح علنی عاجز هستند تا در آن معترضان و منتقدان سیاسی نیز بتوانند از نظرات خود دفاع کنند و در نهایت جامعه خود قضاوت کند که حق با کیست؟
امید آنکه هرچه زود تر خداوند متعال با رهایی آن بزرگان و دیگران از حصر و حبس، توفیق خدمت در جهت احقاق حقوق ملت را عنایت فرماید.